نابرابری زنان در شهر

این نوع تحلیل نه در تخصص من است و نه حاصل پژوهش میدانی است،  پس بهتر است به عنوان نوعی تحلیل عام دیده شود که حداکثر توان علمیش تبدیل شدن به طرحی برای پژوهش میدانی است.

پارادایم نسبتا جدید که به تجزیه و تحلیل رفتار می پردازد روانشناسی تکاملی است، از این دید گاه هر مجموعه ای از استعدادهای ژنتیکی در یک اندام  به این دلیل وجود دارد که در یک مرحله قبل از تکامل ارگانیسم خصلت سازگاری داشته است، خصوصیاتی که در معرض تاثیر ژنتیک قرار می گیرند تنها قواعد رفتاری را از خلال فرهنگ های انسانی بلکه در میان جانوران گوناگون ایجاد می کند، این دیدگاه علاوه بر اینکه رفتار صرفا تحت تاثیر ژنتیک و یا محیط و فرهنگ باشد تحلیل های وسیعتری ارائه می دهدکه عمدتا با آزمایش تایید شده اند، اگر با چنین مقدمه ای به فضاهای شهری ایران نگاه کنیم می توان بعد از تجزیه و تحلیل به پیش بینی آینده بپردازیم.

 زنان به عنوان کنش گرهایی که از پس تکامل رفتاری از نظر اقتصادی زیر سلطه مردان بودند برای حفظ ژنوم خود ( مبانی این دیدگاه ادعا می کند هر کنش گری برای بقای ژنوم خود تلاش میکند، شواهد زیادی این موضوع را تایید می کنند مثلا بالا رفتن زادولد در هنگام ناامنی)  نیاز به معیشت افتصادی داشتند که عمدتا در اختیار مردان بود به این دلیل از طرفی سلطه مردان را می پزیرند و در ثانی خصویت تمامیت خواهیشان تقویت می شود، از طرف دیگر مردان برای تامین آزادی بیشتر و امکان پرخاشگری که از خصوصیاتشان است توانستند فضای جمعی را به شدت مردانه کنند( این کار در عین حال به مردان اجازه می داد در صورت توان مالی به تعدد زوجات برسند که برای حفظ ژنوم موضوع مهمی است) این موضوع با آمدن نوع جدیدی از زندگی شهری دچار تحول شد در این نوع پول عنصری ارزشی بود که به پاداش عمل به کنش گرها می رسید و تا حدود زیادی به اکتساب مهارت ها بستگی داشت و نه انتساب موقعیت ها ( البته ای فرآیند هنوز اتمام نیافته!)  در این حالت زنان می توانستند از زیر سلطه مردان خارج شوند، مردان برای مقابله با این شرایط به تضعیف فضای عمومی پرداختند و با ابزارهای خود این موضوع را نهی کردند، اما این نوع جدید معیشت کم کم خود مردان را بیشتر تحت تاثیر قرار داد.. از اینجا به بعد با دقت بیشتری تحولات بعد از جنگ ایران و عراق را تحلیل می کنیم.

زنان برای کسب مهارت( و پس از آن استقلال اقتصادی و تقویت امکان حفظ ژنوم) به دانشگاهها رفتند از طرف دیگر حضور زنان به عنوان عنصری ارزانتر و در برخی موارد کاراتر برای بنگاههای اقتصادی ( که خود حاصل شیوه جدید زندگی بودند) مقرون به صرفه بود و این کار را توجیه می کرد وضعیت بد معیشت مردان را مجبور به پذیرش حضور زنان در جامعه کرد اما محدودیت هایی که نهایتا به نفع خودشان بود را در عین حال تقویت کردند، در این میان شعار حکومت قانون را شاید بهترین حادثه برای برابری خواهان دانست چرا که این شعار می توانست کنش گر ها را محدود به ضوابط نوشته شده و فرآیندی معقول کند، این شعار در عین حال موقعیت زنان را تقویت می کرد و کل این فرآیند استقلال و امنین زنان را تامین می کرد این موضوع می توانست ( همانطور که پژوهش ها نشان می دهد مانند جوامع صنعتی) منجر به بالا رفتن نرخ طلاق شود!  

حرکت جامعه به سمت توسعه سیاسی دچار خلل شد و هرچند دستاوردهایی داشت به شدت تخریب شد، در این دوران نیز مانند قبل برخورد با بعضی به اصطلاح نا هنجاری ها برای امنیت جامعه ضروری دانسته شد و زنان به عنوان کنشگرهای مظلوم در محیط جمعی حضور داشتند هرچند برخی دسترسی ها برای آنان تقویت شد، در این شرایط می توان توجه روزافزون زنان به تخصص را توجیه نمود البته این موضوع خود به نا برابری علمی زنان و مردان منجر خواهد شد.

شکست پروژه توسعه سیاسی و برخی تندروی ها باعث استقبال مردم از شعار های عدالت شد، این شرایط که با نوعی تجاهل به اقلیت متفاوت فشار آورد و آن را با رضایت اکثریت توجیه نمود سرمایه های اجتماعی زیادی را به باد داد، و این شرایط عدم امنیت برای زنان را افزایش داد، در این شرایط پدیده دور شدن از قانون کنش بر مبنای عقانیت را تضعیف کرد و شانس زنان برای تقویت موقعیت خود کاهش داد.

البته دیگر این شرایط با گذشته قابل قیاس نیست، زنان به جامعه هایی دور از نهاد های سنتی خانواده دست یافته اند که در دانشگاه عمدتا به دست آمده این جامعه هرچند محدود در فضاهای جمعی مانند کافی شاپ ها و در جوامع خصوصی تر حضور دارد، این جامعه نه تابع ضوابط سنتی است و نه دغدغه های آن را دارد پس در نهایت کاری به نفع آن نخواهدکرد، هرچند هزینه حرکت اصلاحی در جامعه بالاست اما تقویت موقعیت زنان در نهاد سنتی خانواده می توان موجب تحول درآن شود، هرچند در جامعه محدود هستند اما میتوانند برخی آزادی ها را در خانواده نهادینه کنند، این موضوع دیگر با فشار حکومت نابود نخواهد شد و در کوتاه مدت امکان افزایش فضاهای مدنی ( حد اقل برای جنسیت خود ) را ایجاد می کند...

/ 21 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهربانو

مثلا منظورت که نابرابری زن ها از نظر تعدادشون در شهر که نيست! از يه محدوديتی ميخوای حرف بزنی که جنسش معلوم نیست ...حتی زمانش هم ...

یه غریبه

بمیرم واسه نویسنده این بلاگ که موقع نوشتن اینقدر جوگیر میشه که مقدسم به صورت بسیار علمی به صورت مقدص مینویسه البته این مربوط به نوشته های قبلیشونه ولی از اونجایی که اقا یا خانوم باگز بانی صحبت از علمی نوشتن کردن بد ندونستم اینجا این موضوعرو مطرح کنم

هومن

جو؟!! نه غلط دیکته ای در نوشته البته فقط مشکل من نیست و به قول یکی از اساتیدم نشان هوش و سیالیت ذهنه! حالا شما هم لازم نیست بمیری! اگه اندکی بهتر استدلال کنی شاید قابل تامل بشه!

همون غريبه

استادتون احتمالا ادم شوخی بوده اما انتقاد پذيريتون واقعا قابل ستايشه

هومن

انتقاد؟؟!! اگر جواب دادم برای احترام گذاشتن به یک غریبه بود وگرنه حرفتان از جنس دیگری بود، و به نظر انتقاد نمیاد!

غريبه

جوابتون چندان محترمانه به نظر نمياد به خصوص سطر اخرش فکر کنم شمام مثل خيليای ديگه با معنی کلمه انتقاد مشکل دارين در هر صورت اگه نظر من اينهمه ازار دهنده بوده من عذر ميخوام

معنی این کلمه را توضیح دهیدتا سو برداشت نشه

غریبه

معنی این کلمه چندان سخت نیست میتونین از بچه های ۸ و۹ ساله سوال کنین ولی مطمئن باشین که معنیه دهن کجی نمیده یهنی من تو هیچ فرهنگ لغتی ندیدم فکر کنم معنی این کلمه رو فیلسوفی مثل شما توضیح بده بهتر باشه

آیا یافتن یک غلط املایی برای غیر علمی دانستن نوشته مصداق نفد متن است؟

غريبه

من نقد نکردم من انتقاد کردم از نوع نوشتنتون که روان و سليس نيست حتی لغتای خيلی ساده مثل مقدسم تو نوشته های شما به شکل ديگه ای ظاهر ميشن!