از گوشه ای برونا

امروز بازهم رفتم دانشگاه، این دانشگاه ابدا جایی برای تولید علم نیست، حتی جای مناسبی برای مصرف و آموزش علم نیست ،  دانشگاه اگر تولید کننده مراکزی شود که علم تولید کنند تازه به درجه خود رسیده است عجب ترقی معکوسی کرده است از دارالفنون تا این دانشگاهها!

البته مهمتر حادثه ای بود در راه بازگشت برای من رخ داد این نه یک کشف و شهود و نه یک حادثه خاص بود، داشتم در یکی از دور برگردانها میپیچیدم که  ناگهان متوجه شدم که نمی دانم کجا هستم، نه شمال و جنوب را می دانستم و نه اسم بزرگ راه را، البته بارها از همین مسیر عبور کرده بودم، هرچند بعد از گذشت اندکی تعیین موقعیت با موفقیت انجام شد اما نوعی هراس که همه تجربه کردیم، نمیدانیم کجا هستیم ، نمیدانیم با جاهای آشنا (گذشته مان) چه نسبتی بر قرار کردیم ، این ویژگی بخشی از دنیای ماست ،  انسان، فکر فضا و شهر با هم نسبت دارند گم شدن در شهر امروزی در برزگراههایی که فقط بر اساس تبلو ها تعیین موقعیت می شوند با گم شدن در جهان امروز نسبتی معنا دار دارد که یگانه علائم پیدا کردن موقعیت چیزهایی شبیه همان تابلو ها هستند.  اگر در شهر خانه خود را پیدا کردیم آیا در فضای اجتماعی جایگاه خود را پیدا کرده ایم در فضای فکر چطور؟ 

شاید خیلی ها در دوران کودکی با مهره های شطرنج بر صفحه آن بدون ترتیبی خاص بازی کرده باشند و خیلی زود متوجه می شوند که این بازی از خود شطرنج هم حوصله بیشتری می خواهد! حال اگر خود مهره ها جایگاه خود را ندانند چطور ؟

/ 18 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یکدوست

ادامه مزخرف گفتن انواع مختلفی دارد. مثلن اگر کسی "دامنه " و "برد" تحقیقات لینچ را بدور بیاندازد و با یک تعمیم اشتباه استنتاج های ناشی از کارهای او را در زمان و مکان معلق کند.به نتایجی خواهد رسید که صرفن مزخرف است. این اتفاقی است که بصورت متعارف در دانشگا های ما میافتد. مزخرف گویی.

هومن فروغمند اعرابی

گمان نکنم این داوری که جیمسون چیزی به علم اضافه نمی کند خیلی جدی باشد. حال ایناندیشه فقط و فقط مخصوص جیمسون نیست. و اینکه در دانشگاه و در فضای مجازی خیلی طبیعی است که حرفهای گفته شود که مزخرف به نظر آید. اختلاف نظر ها و بحث ها اگر از محدوده ادب و احترام فراتر نرود می تواند مفید باشد و اگر فراتر رود جای آن در فضای دانشگاه و فضای علمی نیست

یکدوست

هومن عزیز روش جیمسون علمی نیست. این تفاوت دارد با اینکه بگویی جیمسون چیزی به علم اضافه نمی کند. هومن عزیز. اشخاص در محدوده ادب و احترام قرار میگیرند. نه روش ها تئوری ها. و از این قبیل. در منطق و در شناخت شناسی ما با کلماتی روبرو هستیم از قبیل "مهمل" "مزخرف" " مغالطه" "بی معنا" و غیره که ابدن ربطی به مسایل اخلاقی و ادب و غیره ندارد. چرا؟ چون به "گفته" مربوط است نه به "گوینده" . و هر کذام نیز مفهوم معینی در خود دارد. مثلن بین "مهمل گویی" و "مزخرف گویی" تفاوت وجود دارد. من قبلن توضیح داده ام که برای ورود به مباحث و کار علمی آموزش های مقدماتی و ابتدایی مورد نیاز است که در هیچکدام از مراحل اموزش در ایران ارائه نمیشود. فقدان چنین اموزش هایی باعث بروز سوئ تفاهم های فراوانی میشود. که "مغالطه اخلاقی " تنها یکی از انهاست.

هومن فروغمند اعرابی

تحلیل های بسیاری که در حیطه علم نمی گنجد بر گردن شهرسازی حق جدی دارند. در ضمن به کدام دلیل قاطع فهمیدید که این نوشته غلط و مهمل است ؟ من کتاب منطق را خواندم اما حرفی از مزخرف در آن نبود! جزم گرایی که شاخ و دم ندارد. علم هیچ وقت بی هدف نیست و تمامی حرف های علمی هم رنگ و بوی خود رادارند و من از بوی حرف شما تعصب و توهین را احساس کردم! این را می توانیم به قضاوت بگذاریم! شما چرا در همه نظرهایتان به این مملکت ایراد میگیرید؟ این ایراد گیری ها در مقایسه با کجاست ؟ شما بر چه اساسی می گویید خوانایی ابدن درمورد شهر سنتی مطرح نیست ؟ کدام تحقیق تجربه شده این را گفته است ؟ تجربه گرایی بسیار مفید است و در واقع قلب علم است اما حرفهای شما در مورد تعمیم ها و عدم توجه به تجربه و جزم گرایی خود ناقد خود است.

هومن فروغمند اعرابی

شما بیانی تند دارید! من اگر می گویم توسعه های مدرن فابلیت گم شدن را تقویت می کنند ( توضیحشم مفصل است) منابع بسیاری هم همین حرف را زده اند. اینکه این حرف شمارا به یاد گرفتاری های من می اندازد جالب است. آیا این تعمیم نیست ؟! آیا شمایی که مقدمات علم را می دانید به این حرف مهمل نمی گویید ف شما از کجا فهمیدید مت گرفتار چه چیزی هستم ؟ شما قطعی حرف می زنید اما گاه خودتان خودتان را نقض می کنید به گمانم خودتان گفتید جیمسون چیزی به علم اصافه نمی کند؟

هومن فروغمند اعرابی

در این چند نظر چندین اتهام تجربه نشده به سوی من روانه شده است. به همین دلیل احساس می کنم علم شما رنگ و بوی خروج از احترام را در بطن خود دارد و انشا الله اشتباه می کنم اشتباه هم بخشی از علم است !

آزاده

در کوچه هایی تاب می خورم که نگران سقوط من نیستند...

یکدوست

هومن عزیز سلام خوشبختانه آزادمنشی شما باعث شده است که همه کامنت های این پست بدون کم وکاست قابل مشاهده و مرور است. و براحتی میتوان نشان داد که چگونه خود شما موضوع گفتگو را از "نوشته" به "نویسنده " تغییر دادید.>چهارشنبه، ۱٠ مهر ۱۳۸٧ < البته این چندان مسئله مهمی نیست و بیشتر به کمبود تمرین عملی گفتگوی نقادانه در جامعه ما مربوط میشود.که نباید جدی گرفته شود و به نحو محسوس و قابل اطمینانی و در صورت تداوم گفتگو های نقادانه و البته با حسن نیت رفع خواهد شد. در اینجا "حسن نیت " به این معنا است که باور داشته باشیم در جریان بحث هیچ اتهامی به سوی "من" روانه نمیشود و تمام اتهامات به سوی "نظر من " است. و البته "نظر من " چیزی بکلی متفاوت از "من" است.فقط در این صورت است که گفتگویی در محیط علمی شکل میگیرد."نظر من " چیری دقیقن حدسی محتمل و قابل تغییر است.این به کلی با مثلن گفتگوی سیاسی متفاوت است.در جریان یک گفتگوی سیاسی "نظر من " تا حدود زیادی نماینده "من" است. غیر قابل چشم پوشی و غیر قابل تفکیک از "من".

یکدوست

ادامه پس بهتر است این حواشی را بیش از این کش نداده به اصل موضوع این پست بازگردیم.

هومن فروغمند اعرابی

در هر حال بین آدمها و نظراتشان ارتباطی وجود دارد. اینکه اینهمه از متن فاصله گرفتیم و چندین موضوع را بحث نشده مطرح کردیم فاصله گرفتن از متن است. این کار نه علمی بود و نه فیلسوفانه. در مورد جامعه هم من فکر می کنم واقعا گفتگو در جامعه ما خیلی مطرح نبوده است. افلاطون رسائل خود ر بر اساس گفتگو و بحث نوشت اما گفتگوهای ادبیات ما خیلی هم گفتگوی دوطرفه نیستند یکی بالاست و یکی پایین!