حرکت عامل ایجاد کلیت در شهر

 شهر موجودیتی است که وحدت ذاتی اجزا ندارد با این تفسیر که اجزای قابل درک یک شهر لزوما با یکدیگر یک کل ایجاد نمی کنند هرچند نبود وحدت هم نمی تواند مطلق تلقی گردد به عبارت دیگر یک شهر همیشه در طیفی از وحدت میان اجزا قرار دارد اما لزوما این وحدت در حد قابل قبولی نیست. بسیاری از نظریه پردازان طراحی شهری وجود وحدت در شهر را از محاسن شهر خوب دانسته اند. از مقدمات وجود این وحدت حرکت است چراکه شهر با حرکت معنا می یابد و خیابان ها که فضای حرکتی هستند امکان ایجاد شدن کلیت را برای اجزای شهر فراهم می کنند.  

 مجموع اجزای قابل ادراک در حرکت برای شهروندان باید ویژگی هایی داشته باشند که ایجاد حس وحدت کنند البته این به معنای ساختن شهر مانند یک اثر معماری نیست بلکه این حرکت و ایجاد حس کلیت وقتی در زمان معنا پیدا می کند که تغییرات شهر را هم در نظر بگیریم، یعنی خود شهر هم حرکت می کند و تغییر می کند و این بخشی از ویژگی شهر است.  این ویژگی وقتی به ایجاد حس کلیت می انجامد که شهر هم در تغییراتش کلیت را ایجاد کند نظر بیکن در مورد اصل نفر دوم ایجاد چنین کلیتی را ممکن می کرد. پس نسیت ناظر به شهر نسبت دو متحرک است که با سرعت های متفاوتی حرکت می کنند و وحدت و کلیت شهر وقتی تامین می شود که در هر دوی این حرکات و یا به عبارت بهتر در رابطه میان این دو حرکت، وحدت میان اجزا ایجاد شود.

با چنین نگاهی طرح های مربوط با سایت های تاریخی و طرح های توسعه شهر و همچنین طرح های منظر خیابان ها می توانند با شک هدف غائی به هم متصل شوند و به هم افزائی تلاش ها بیانجامند.


 

/ 2 نظر / 16 بازدید
دورگه

سلام. بحث حرکت بحث هیجان انگیزی هست که امیدوارم بیشتر بسطش بدین. گفتین شهر رو به مثابه یک اثر معماری نبینیم. خب من اینجا واقعن مطمئن نیستم که شهر تا کجا یک کل واحده و تا کجا یک مجموعه ی کثیره. من برای ایجاد اون کلیت به یک زبان عمومی در شهر اعتقاد دارم که اون زبان باعث میشه شهر برام یک اثر معمارانه تلقی بشه. توی این پست همینو توصیف کردم. ممنون می شم نظر بدین. برام مهمه http://hybrid.blogfa.com/post-98.aspx

هومن

با سلام به نظر من قبل از اینکه ببینیم آیا خیابان و فضای شهری باید طرحی معمارانه در نظر گرفته بشود یا نه ضروریست که منظور از معمارانه معلوم شود. ایجاد کلیت و فضایی هنری بخشی از کار معمارانه است اما امروزه برخی دیگر از ویژگی ها به طرح های معمارانه منسوب می شود . فطعا نیاز به مفهومی برای ایجاد کلیت وجود دارد اما این مفهوم لزوما زاده ذهن یک نفر و یا سلب در تاریخ فضای عمومی نیست