درک مکتب اصفهان؟!

29xivsz.jpg

اگر  از دکتر حبیبی بپرسیم که چرا این مکتب که به خاطر مبانی نظری اش فارغ از زمان است امروزه مرده است می گن به خاطره مدرنیته و این ادعارا دارند که سبک تهران حاشیه ای بر مکتب اصفهان است. من واقعا مبانی نظریمکتب اصفهان در شهرسازی را درک نمی کنم. بیشتر شیبه یکسری حرف که خیلی همرابطه علی معلولی ندارند ولی با اینکه این حکمت میتوسی است قدرت نقد ازمیان می رود. من که عمرا نمی فهمم چطور یک موجود فارغ از زمان در زمان خلق می شود ! و بعد می میرد ! بیشتر به نظر می آید  آموزه های عرفانی بی پایان عرفا و فلاسفه این گمان را بوجود آورده که این مکتب بدون زمان است.  در مورد مبانی نظری هم سوال بسیار است.  مهمترین سوال اینکه کدام مبانی نظری است که هیچ کاربردی نداشته باشد ؟؟! باید کاربردی دارد !اما جدا از گزاره هایش

شاید هم به خاطر مدرنیته کاربردی نمی شود. اما اینجا خاطر مدرنیته چیست ؟! اگر این مکتب به روز می شد مدرنیته غلبه ای بر ما پیدا نمی کرد. حمله افغان ها بهانه است چیزی که پوسیده پوسیده .  چگونه بود که در صدر اسلام بسیاری از دارایی های باستانی ایرانی حفظ شدند و کماکان منشا اثر می شدند ؟ با اینکه هم اسلام و هم فرهنگ یونانی بر آن حمله کردند ؟ این مبانی نظری خیلی مهم است ! اینکه حالا کربن گفته و نصر هم گفته اند مکتب اصفهان و حتا اینکه همان فلاسفه و همان سازندگان بر سر بحث می نشستند مبانی نظری نیست . تئوری باید روشن باشد. همانطور که در فلسفه روشن است. همانطور که ملاعلی نوری 50 سال فلسفه ملاصدرا را شرح داد تا جا افتاد! مکتب اصفهان در شهرسازی  هنوز که هنوزه چیزی جز عطسه ی پست مدرن نیست .    

در خود اصفهان که ملاصدرا بوده کسی چون ملارجبعلی تبریزی هم هست که تفاوت فوق العاده ای در فلسفه با او دارد اما همه جا این دو را جزو فلسفه پردازان مکتب می نامند و به حق آنها با هم بحث هم داشته اند اما خوب به صرف این ماجرا نمی توان هر دو را جزو نظریه پردازان دانست. این حلقه بحث بوده اما وقتی این اسامی را درجایی ردیف می کنیم می توانیم 5 6 تا اسم هم کم با زیاد کنیم ! کی به کیه !! اصول را پست مدرن بیان می کنیم هم این و هم آن ! خوب می توان آنقدر بر هم این و هم آن تاکید کرد که معنای اصول را بتوان در تمامی  طول تاریخ دید ! بعدش می گوییم این مکتب جمع بندی گذشته است ! پس حدود و ثغور آن چه می شود ؟ هیچ حدی ندارد ؟ فقط مدرنیه حدش است ؟؟ آیا این صفت پست مدرن نیست ؟

من هم قبول دارم در اصفهان حرکتی تفکری همه جانبه و عمیق وجود داشته . اما اگر می خواهد شهر جدید با شهر قدیم به صحبت بنشیند و اگر می خواهد معنای شهر قدیم را بفهمد باید بر پایه و اساسی استوار باشد، نمی تواند به مکتب اصفهان پرتاب شود ! باید ارتباط امروز من و شما و دکتر با آن معلوم شود. بدون جایگاه بدون لغت بدون زبان که نمی توان حرف زد. بدون جایگاه و معیار بدون درک اینکه ما کجاییم و آن کجا، چگونه می توان مثالی زد و درستی آن را سنجید ؟! شما مسجد جامع و یا مسجد شیخ لطف الله را چگونه درک میکنید؟ چه معتایی دارد ؟ تمثیلیست ؟ فقط همین ؟!! فکر نمی کنید کمی این محدوده برای نفسیر وسیع است ؟!!

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آيدين

ما را به رندی افسانه کردند پيران جاهل ، شيخان گمراه ..

نوید

حرف دکتر که پر بيراه هم نيست.من هم دقيقا اين حرف رو قبول ندارم ولی يه مثال ميزنم:مگه بعضی از استدلال های ملاصدرا (بيشتر راجع به اثبات وجود خدا)که خيلی هم شسته رفته بودن بوسيله ملا هادی خلاصه تر نشد؟ تازه... علامه طباطبايی همونم باز خلاصه تر کرد.پس چرا تو مبانی نظری شهر اين اتفاق نيفتاد؟(يا حداکثر بد افتاد؟)

شاريار

به نظر من اساسا اين جمله که موجودی فارغ از زمان در زمان متولد گردد درست به نظر نمی رسد!وقتی هر چيزی فارغ از چيز ديگری باشد يعنی اصلا با آن سنجيده نمی شود!بلکه آن دو در عرض هم قرار می گیرند و نه در طول هم!اگر قبول کنیم که مکتب اصفهان فارغ از زمان است باید بپذیریم که نه تولدی دارد و نه مرگی!نتیجه: ۲ حالت ممکن است: ۱)فارغ از زمان است که بحث تولد و مرگ برای آن عبث است! ۲)تولد و مرگ دارد و فارغ از زمان نيست!

هومن

نه قرآن و نه هیچ پیغمبر و نه هیچ فلسفه ای محدود به زمان نیست. اما مکتب تا حدود زیادی عینی است! یا باید باشد آره تقریبا 400 سال بود که در حوزه فلسفه حرف حرف مدرسه اصفهان بود . اینا درسته اما خوب در مورد مبانی نظری مکتب اصفهان و سبک تهران این تطبیق باید مقدمات و شرایط خود را دقیقتر نشان دهد

شهرناز

مساله اينجاست که اين مکتب گويا فلسفه قوی و استخوانداری دارد. در واقع تمام جلوه های کالبدی اين مکتب آنگونه که بزرگان ميگويند اشارتی کوتاه و موجز از فلسفه اين مکتب است. متوجه ميشويد؟ در يک دوری گير ميکنيم

هومن

شک نیست که مکتب اصفهان فلسفه قوی دارد اما آیا مکتب اصفهان در شهرسازی هم فلسفه قوی و تدوین شده ای دارد ؟ و آیا همان نام ها و فلسفه ها فلسفه شهرسازی می شوند ؟ اما اینکه در زمان باقی مانده شک نکنید

با تمام احترام و ارزشی که برای شما و نوشته هايتان قائلم فکر می کنم بهتر باشد کمی از اين بار آخوند گونه و عرب گونه طرز بيانتان بکاهيد. چه در پست ها و چه در جواب هايی که می دهيد. مرسی.

:)

هومن جان بد جوری چت(chet) کردی رو اين مکتب اصفهان!!!

هاله

احتراما به عرض ميرساند در اين روز مبارک از طرف بنده به بازی بلاگستان موسوم به يلدا بازی دعوت شديد. برای اطلاعات بيشتر به بلاگ اين جانب و يا اين آدرس مراجعه کنيد. در ضمن راهی برای گريز وجود ندارد!!!http://www.globalpersian.com/archive/dynamic/044215.html