بیمار یا بیماری؟ شرایط ایران

ناکارآمدی نظریه پردازی (حداقل در حیطه شهرسازی) با برچسب اساسا بی محتوای غربزدگی حل نمی شود،‌ در حیطه علوم انسانی البته تا آن حدود که مورد نیاز علوم مرتبط با محیط های انسان ساخت است مسئله ای مشابه در جریان است، دانشی که از کشورها پیشرفته آموخته ایم (و دقیقتر است اگر بگویم نیاموخته ایم) دانشی مربوط به بیمار خاص بوده است و برای بیماری کلی نبوده است ، این دانش جدای از ویژگی های فرهنگی و غیره اساسا هدفش حل مسئله بیمار دیگر یعنی ایران نبوده است، برای مثال جنبش معماری مدرن برای حل مسئله مسکن و بهداشت طرح مسئله کرد و راه حلی ارائه داد که برای مسئله ای که طرح کرده بود موفق بود اما مسائل دیگری پیش آورد یا طراحی شهری برای رفع مسائل معماری مدرن هدفگیری کرده است اما در ایران که شرایط شهرها اساسا چیز دیگری است این دانش ناکارآمد است، اینکه مدام دانشجوها و اساتید با برخی ملاحظات فرهنگی و سازگار کردن ها قصد تولید دانش دارند باید گفت تا وقتی که هدف گیری دانش را منطبق بر حل مسئله و شرایط امروزی نکنند علم تولید نکرده اند بلکه در نهایت درجه ای بر درجه های دانشگاهیشان افزوده شده ( و این جریان اگر مداوم شود ارزش همان درجه هم از میان می رود) و شبه علمی تولید شده.  از طرف دیگر تولید دوباره دانش هم کار مقرون به صرفه ای نیست دانشمندانی که چرخ را برای بار دوم کشف کرده اند هیچ نامی در علم و عمل ندارند پس در این نکته که باید از دانش همه  و همه استفاده کرد توافق نسبی وجود دارد اما به نظر من نکته اینجاست که این استفاده از دانش چه معنایی دارد؟

مراکز شهری در ایالات متحده دچار افت شدیدی شده بودند اما در ایران مراکز شهری از تراکم جمعیت و فعالیت رنج می برد آیا دانشی که برای تقویت مراکز آمریکایی تولید شد در ایران قابلیت بومی سازی بر اساس فرهنگ اسلامی ایرانی دارد یا اساس خود تئوری هم باید عوض شود؟ آن تئوری تا کجا باید عوض شود و حال که بنا بر عوض شدن است چه چیزی از آن تئوری باید ثابت بماند تا بیشترین استفاده از آن صورت گیرد؟

کارهای اساسی زیادی بر زمین مانده است شاید اگر آن کارها انجام می شد همین طرح های جامع و تفصیلی کارامد تر می شدند، اما متاسفانه سیستم های دانشگاهی هم جهت گیری برای حل این مسائل ندارند، پایان نامه ها بی مقدار و خالی از نتایج پایه ای دانشگاه که اینست پس دیگر چه چشم از مشاور و...

نمی دانم در شرایطی که هنوز خیلی موضوعات ابتدایی را حل نکردیم مشاورها مشغول چه کاری هستند؟  اکثر نظریه هایی که استفاده می کنند ارزیابی نشده است حتا معلوم نیست مثبت است یا منفی! هنوز دقیقا نمی دانیم شهرهای ایران چیستند و چه مکانیسمی دارند! اینهمه آفتابه و لگن جمع کردیم اما هیچ شام و نهاری در کار نیست، دوستی به طعنه می گفت این بازی است برای گرفتن سهم دانش و عمرمان از پول نفت!

اولین گام اینست که بدانیم نسخه ای که در دست داریم نسخه بیمار دیگریست است و نه نسخه بیماری ما

/ 6 نظر / 5 بازدید
سحر

خاطرم نیست تو از بارانی یا از نسیم هر چه هستی گذرا نیست هوایـــــــــــت، بوِِِِِِِِِِِِِِیِِِِِـــــــــــــــت... فقط آهسته بگو با دلم می مانی... سلام روز بخير خيلي قشنگ كلبه زيبات..دوست داشتي با قدمهاي گرم وصميمي ات به كلبه آبجي سحر هم سربزن .درضمن يه سري لينك جالب هم برات بالاي وبلاگ گذاشتم كه اميدوارم خوشت بياد من كه خودم آموزش فال قهوه و مستند مرگ مرد يخي رو خيلي دوست دارم،البته آموزش تعميرات خودرو هم چيز جالبيه كه ديدنش خالي از لطف نيست... اميدوارم شما هم خوشت بياد. با اميد به اينكه هفته قشنگي رو شروع كرده باشي.روز بخير مهربون..[بغل][گل][بغل]

وحید زایری

علوم و تجربیات شرقی و غربی باید به دید یک سری نظریات مورد توجه قرار گیرند . نه باید صددرصد آنها را گرته برداری کرد و نه باید با برچسب تهاجم فرهنگی به دورشان افکند . باید با کمک آنها و مطالعه شرایط اقلیمی و جمعیتی و ... در کشور خودمان و با توجه به مبانی و اصول اعتقادی مشکل را مانند یک پازل حل نمود . البته در مملکت ما اندیشه و برنامه ریزی سالهاست فراموش شده و فی المثل کواکان ما موشهای آزمایشگاهی نظامها و برنامه های مختلف آموزشی شده اند . [گل]

علیرضا

این مسئله بیماری و درمان رو من یکبار با یکی از اساتید (البته در حوزه مرمت شهری) مطرح کردم نظرشون این بود که گاهی نادرستی راه حل یک مسئله در طول زمان اثبات شده و الان با وجود شباهت درد نباید اون درمان رو بکار گرفت.شاید لازم باشه برای رهایی از این ایده تاخیر فاز علمی و فرهنگی که در هر حوزه ای خودش رو مطرح میکنه یکبار ارزشهای مشترک و مورد توافق رو تعریف کنیم.

بی نام

مگه در ایران کسی هم بدنبال علم شهرسازی و طراحی شهری هست؟ آقا ما که تا بودیم فقط پروژه های میلیاردی مشاورین رو دیدم و ژست های عالمانه اساتیدی که از یکطرف داد و فغان داشتند از بی علمی مشاورین و از طرف دیگر دست در دست همین مشاورین مشغول رنگ آمیزی طرح ها!

m.alavi

عالی.. و چه فایده که کو شنوا... کاش شرایطی بود که این دردها یا ایده های مشترک از طریق فضاها و ابزارهای وسیع تری در میون گذاشته می شد تا شاید نتیجه ای در بر داشت... ما جماعت ایرانی که پول نفت بی چارمون کرده به سختی به خودمون می جنبیم.. تولید دانش در ایران حتی در رشته هایی که تجربی هستند و راحت تر این اتفاق میتونه بیوفته هم صرفا شده صحافی دانش های تولید شده دیگه... در مورد شهرسازی که هنوز مدعیانش سر این واژه با هم به توافق نرسیدن و دعوا داردن که دیگه شرایط معلومه..

هومن فروغمند اعرابی

ممنون لطف دارید. اگر راهی برای بیدار کردن این جامعه ژیدا کردید حتما مرا هم در جریان بگذارید. سقراط می خواست مگسی باید که گوش گاو می رود و جامعه را بیدار کند. خیلی دوست دارم بدانم اگر او بود ( که بی شک هست) در حال حاضر چه می کرد.