شهرسازی پیشرو و پیرو

این گزاره که خانه ها و یا شهرها ماشین هایی برای زندگی کردن هستند قبل از اینکه نگاهی به شهرسازی و معماری باشد بار ارزشی ماشین ها را در نگاه گوینده بیان می کند، سالهایی که بشر می پنداشت ماشین ها همه کاری می کنند و تقریبا از نقص خالی هستند و برای بشر مفید ترین دستاورد حساب شده اند توصیف شهر به ماشین یک تبلیغ برای شهر بود و یک نگاه انطباقی برای شهرسازی، این نگاه انطباقی البته سابقه دار شده است، در هنگامی که مطالعات رفتاری در روانشناسی وزن زیادی پیدا می کنند برخی آن را وارد شهرسازی می کنند، شهرسازی در حالت کلی بیشتر از مفاهیم وارداتی ساخته شده است و کمتر تولید مفهوم کرده است در این میان جامعه شناسی زیست شناسی، روانشناسی و اقتصاد و فلسفه وزن بالایی در صادرات مفاهیم به حیطه دانش  شهری داشته اند، دانش وارداتی محاسن و معایت زیادی دارد از محاسنش به روز بودن و مبنای نظری و اشتراک با دیگر دانش هاست و از نقاط ضعفش انتقال ضعف نظری و عملی دانش اصلی به شهرسازی است، اگر کلیت شهرسازی را در دایره دانش بشری ارزیابی کنیم این دانش بیشتر پیرو بوده است و جز معدود تلاش هایی استفاده کننده دانش بوده است، در میان مفاهیم پیشرو در شهرسازی باید نام لینچ را آورد، ایده وی در روانشناسی، معماری و حتی فلسفه تاثیر گذار بوده است شاید به دلیل همین پیشرو بودن باشد که هنوز دو کتاب اصلی وی مورد ستایش نویسندگان قرار دارد.

نظریه و نوع نگاه به شهرسازی می تواند در سطوح مختلفی باشد، از نظریه های رویه ای تا محتوایی  و ... اما دسته ای از نظریه ها می توانند متوجه بومی سازی یا مناسب سازی دانش برای شرایط یک کشور دیگر باشند، تلاش متخصصان برای بومی سازی این دانش را تا به حال می توان نا موفق ارزیابی کرد، اما اگر بخواهیم پیشرو یا بیرو بودن این تلاش را بسنجیم میبینیم که این تلاش ها حتی پیرو هم نبوده است! به این معنی که برای بومی سازی دانش کمتر مبنایی نظری وجود داشته است و شاید متخصصان می پنداشتند با ترجمه کردن و چاپ کتاب دانش به ایران وارد می شود و با وارد شدن دانش مسئله شهرها حل می شود، حال بعد از گذشت چند دهه می توان به این پیش فرض شک کرد....

میتوان گفت دانش بشری بخشی از فرآیند کلی تکامل است، و جدایی تاریخی چندین قرن شرق و غرب این دو دانش را به دو سته متفاوت تکاملی تقسیم کرده است، با توجه به اینکه سرعت تکامل در دانش چندین برابر سرعت تکامل ژنتیکی است این فرض بی راه نمی نماید، همانطور که دو گونه متفاوت نمی توانند جفت گیری کنند دانش شرق و شهرهای غرب هم نمیتوانند یا اینکه همانطور که حاصل جفت گیری دو گونه متفاوت گاهی نمی تواند خود مولد باشد شاید امتزاج دانش غرب و شهر شرق نتواند تاریخ ساز باشد پس برای استفاده این دانش برای این مسئله باید به دستکاری ژنتیکی دانش برای شهرها بپردازیم.... البته این پاراگراف آخر صرفا یک ایده است، یک ایده پیرو برای اثبات ضرورت ایجاد ایده های پیشرو برای حل مسائل شهرهای ایرانی!

/ 0 نظر / 21 بازدید