ماهیت مداخله در شهر

شهر خود حاصل مداخلات و طرح هاست، دراین معنا مداخله در شهر ماهیت پیچیده ای ویا بی معنایی دارد، البته منظور من نه دراین نوشته و نه در دیگر نوشته ها پیچیده کردن مسائل ساده نبوده است اما ساده انگاری مسائل پیچیده می تواند آفتی در نگرش باشد. برای اینکه حدود و ثغور و چگونگی مداخلات در شهرهارا بدانیم بی شک ضروریست که به ماهیت مداخله در شهر فکر کنیم، مداخله در یک سیستم طبیعی مثلا یک اکو سیستم چیزی قابل تعریف است اما مداخله در شهر چیست؟

اگر انسان را گونه ای بدانیم که در معرض تکامل است (که گویا در شهرسازی این تعریف از انسان خیلی مورد قبول است اما جای سوال از این تعریف وجود دارد) شهر ها تفاوت آنچنانی با لانه پرنده ها ندارند، و البته احتمال شکست و نابودی در هر گونه وجود دارد اما انسان چون از هوش بالایی برخوردار است می تواند یا حداقل در برخی موارد توانسته است که جلوی این نابودی را بگیرد توسعه های مدرن و نابودی طبیعت به نظر می رسید که ممکن است در چند دهه حیات انسان را با نابودی مواجه کند. بازنگری در شیوه تولید و زندگی اما این پیش بینی را به تعویق انداخت!

شهرسازی از نگرشی دیگر اما ساماندهی به توسعه است در نبود شهرسازی شهرها توسعه نابسامان میگیرند و شهرسازی است که محیطی خوب ایجاد می کند در واقع شهرسازی در این نگرش از گزیده شدن مجدد از یک سوراخ جلوگیری میکند و  بر اساس تجربه مانع وقوع اشتباهات می شود. در این نگرش مداخله شهرسازانه مداخل مبنتی بر دانش است که در برابر مداخله و یا طرح احتمالا منجر به خطا تعریف می شود.

البته قطعا بر مبنای نگرش های دیگر نیر می توان مداخله را تعریف کرد اما هدف این نوشته انجام چنین کار خطیری نیست بلکه طرح مسئله است. مثلا بر اساس نگرش دوم مشروعیت مداخله شهرسازانه و مشروعیت شهرساز برای تحکم مداخله بر اساس دانش مطرح می شود دانشی که لابد بر اساس تجربه تدوین شده و یا اینکه بر اساس مدلی عقلانی به وجود آمده و البته هر کدام از این دو نوع دانش ( که برخی تجربه گرایی و عقل گرایی خوانده اند) فرایند و حدود و ثغور متفاوتی برای مداخله در شهر ایجاد می کند اما نگرش تکامل محور نمی تواند مشروعیتی برای مداخله ایجاد کند و یا به عبارت دیگر در آن نگرش تفاوت ماهوی میان مداخله یک شهرساز و یک پیک موتوری وجود ندارد.

می توان شهر را تبلور قدرت دانست و دانش را در خدمت و برای کسب قدرت بیشتر دانست با این نگرش تکلیف مداخله هم روشن است شاید بر اساس چنین سیستم فکری مداخله هاسمن در پاریس خیلی خوب توجیه شود و یا شاید برای مقاطع مختلف تاریخی مجبور به تعریف متفاوت ماهیت شهر شویم در هر حال گذشته از تحلیل گذشته مداخلات ضروریست به تعریف شرایط فعلی و آینده نیز پرداخته شود. مثلا برای آنان که از آرمان (فعلا) نامفهوم شهر اسلامی دفاع می کنند باید خواست که نوع مداخله شهرسازانه را در منظومه فکریشان تعریف کنند آنجا دیگر منبع دانش صرفا تجربه و عقل نیست و مجرای کسب دانش هم تفاوت دارد (مثلا اگر آن دانش حکمت باشد) و قطعا فرآیند مداخله نیز متفاوت خواهد بود.


/ 3 نظر / 15 بازدید
Admin parsfun

سلام دوست خوبم وبلاگ خوبی دارید اگر تمایل دارید رتبه و بازدید خود را در گوگل افزایش دهید میتونید بطور رایگان لینک خود را در لینکدونی یکی از بزرگترین سایت های تفریحی ایران ثبت کنید... آدرس : links.parsfun.net

دورگه

کاملاً منطقی. امیدوارم بدر ادامه به پیشنهاد یه سیستم برای مطالعات شهری برسی

محمود

مدتها بود که دنبال این چنین نگاهی در طراحی شهری می گشتم.. یک نگاه پرسشگرانه ی واقع بین منطقی آرمانگرای زلال و شفاف.. من، با آنکه شهرسازی خوانده بودم، اما وارد شدنم به طراحی شهری فارغ از لغات و اصطلاحات و مباحث رایج بود، دغدغه هایی داشتم و دنبال راه حل.. دنبال فهم عمیق شهر؛ دنبال فهمیدن چیزهایی که شهر را می سازند.. دنبال کارهایی که می شود کرد.. برای همین، هنوز با همه کلمه های نامفهوم.. کلمه هایی که بدون آن که بدانیم "ماهیت" شان چیستند، مدام استفاده شان می کنیم و به سوی هم پرت می کنیم، مشکل دارم.. نگاه شما تقریبا همان است که دنبالش بودمو چند پست دیگرتان را هم خواندم. شاید لازم باشد اول آرشیو وبلاگتان را زیر و رو کنم، بعد مزاحمتان خواهم شد حتما. .