سه قلمرو (territory)؛ یک تمرین ذهنی

یک: مفاهیم خود را در بستر اجتماعی معنا می دهند، به عبارت دیگر برای کشف معنا به جای سوال رایج این مفهوم چه معنایی می دهد باید پرسید این مفهوم چگونه تولید معنا می کند. هر مفهومی را باید در ساختار اجتماعیش معنا کرد.

دو: هر ساختار اجتماعی تبلوی از قدرت و سرمایه است، ساختار اجتماعی سازمان سلسله مراتب اجتماعی، نظام کار و باورها همه و همه به عنوان سازوکارهای اجتماعی در ارتباط با مفاهیم ابتدایی قدرت هستند. به عبارت دیگر هیچ چیز اجتماعیی خنثی نیست. هرچند برخی از مفاهیم می توانند در برابر قدرت تعریف شوند اما کلیت نظام و ساختار جامعه را باید بر اساس چنین جریانی دانست

سه: شهرها تبلور وضعیت جامعه هستند هرچند این  تبلور کامل و بی نقص نیست. گاهی شهرها می توانند در برابر خواست مردم باشند و اگر زیاد در برابر خواست باشند تغییر خواهند کرد. اما در کل نظام شهر بر اساس نظام جامعه معنی پیدا می کند.

چهار: هر قلمرو قدرت فضای ذهنی یا فیزیکی است که در آن یک مفهوم معنا پیدا می کند این مفاهیم معنای خود را در سازوکارهای اجتماعی پیدام میکنند. و برای آن به روش های تولید قدرت و  نظم  احتیاج دارند.

بر اساس این مقدمات می توان ادعا کرد که سه قلمرو و نظام اجتماعی در ایران حکمفرما بوده که شکل شهر، فضای جامعه و ایجاد نظم را ممکن می کرده.

قلمرو اول قلمرو تفسیر: در این قامرو اصول قدرت از تفاسیر متون مقدس آمده بوده است نظامها خواست خود را بر اساس تفسیر مورد علاقه خود ایجاد می کردند، اقتصاد این نظام اقتصادی نا متمرکز بوده و عمدتا بر اساس تولید آب و شبکه های آبی بوده است.

قلمرو دوم قلمرو ترجمه: قلمرو ترجمه که گاهی به روشی متزلزل به غرب زده گی ترجمه شده است متون مقدس و نظم دهنده اش را ترجمه می کند در این قلمرو دانش از چرخه اجتماع خارج شده است و نقشی سازمانی می یابد به این معنا که اهداف سازمانها پرداختن به دانش می شود. در حالیکه قلمرو تفسیر قلمرو قومیت است قلمرو ترجمه قلمرو ملیت است. و اقتصاد آن اصولا بر اساس نفت بوده است. این قلمرو نماد سمبلیک قانون اساسی را به عنوان متنی نظم دهنده بر خود دارد

قلمرو سوم یک قلمرو پیش رو: در حالیکه تغییر از قلمرو اول به قلمرو دوم بسیار جای مطالعه دارد ( آن را می توان مدرنیزاسین اجتماعی،اقتصاد نفتی، پیشرفت صنعتی  و ... خواند) این مطالعه می تواند راه را برای رفتن به سوی قلمرو سوم باز کند. در قلمرو سوم سازمان و ساختار اجتماعی خود را بر اساس خواست عمومی و گروهها تعریف می کنندو قلمرو سوم قلمرو گروههاست و ملیت و قومیت در آن کمرنگ اند. افراد در قلمرو سوم معنی دارند افرادی که در قلمرو اول هویتشان بر اساس وابستگیشان به قومیت ها و در قلمرو دوم بر اساس وابستگی به سازمانها و نهادها تعریف می شد در قلمرو شوم بر اساس تفکر و نگرششان در برابر افراد گروه نزدیک به خود تعریف می شود. بر این اساس قلمرو سوم بسیار قهرمان ستیز است.  بر خلاف قلمرو اول و دوم که دانش تفسیر و ترجمه می شد در دوره قلمرو سوم دانش تولید و مصرف می شود.پس بر این اسا قلمرو سوم قلمرو مد است.  بر خلاف قلمرو اول که قلمرویی بسیار مبتنی بر طبیعت بود و قلمرو دوم که طبیعت ستیز بود قلمرو سوم برای طبیعت دلسوزی می کند و خود را مادر طبیعت می داند.

 

/ 5 نظر / 62 بازدید
مریم

تفسیر بسیار عمیقی بود از شرایط جامعه ی شهری ایران. قلمرو سوم اگر که تحقق پیدا کند افق روشنی برای زندگی شهری خواهد بود. به اعتقاد من هنوز تا رسیدن به اون قلمرو فاصله داریم ولی حرکت شروع شده و سرعت بالایی هم دارد. من کاملا امیدوار به روند رو به رشد آن هستم. در به قول تو " قلمرو سوم " ماهیت گروهی شدن و شکل گرفتن گروههای اجتماعی و تولید و مصرف دانش و دلسوزی برای طبیعت و به طور کل کثرت گرایی به وجود آمده ماهیت پست مدرن دارد ولی خود مدرنیزاسیون بود که جهت دهنده ی این روند بود. مدرنیزاسیون با همه مشکلاتی که ایجاد کرد باز هم در صدر بهترین تحولات در کشور ماست. نکته خوشحال کننده اش هم این است که مدرنیزاسیون ما معادل با کلونیزیشن نبوده. آنالیزهای تو همیشه آنالیزهای قوی ای هستند فقط یک سوال... چرا واژه ی قلمرو را استفاده کردی؟ من کمی با این واژه برای مفهومی که به کار بردی مشکل دارم

صالح

خیلی خوب بود... البته بین مقدمات و تالی ارتباط روشنی وجود نداشت، اما تقریبا همگی به صورت مجزا قابل دفاع بودند... موفق باشی

هومن

ممنون، قلمرو معادل قابل دفاعیست چون از جغرافیا و قدرت در حیطه جغرافیا و تمکن شروع شده هرچند امروزه این معنا خیلی جغرافیایی نیست این مفهومیست که تا حدود زیادی از گوتاری و دلوز گرفتم

هومن

ممنون صالح، مقدمات خیلی مقدمات منطقی نبودند بشتر فضاساز بودند. اصولا یک بازی ذهنی بود که به نظر در و تخته به هم جور در می آمدند

Mehrsa

حرم رضوی هم دلش برای قدم هایم تنگ است چه رسد به...