ارک علیشاهی در انتظار ستمی دیگر

ارک علیشاهی بنایی است باقی مانده از دوران پس از حمله مغول و خاظراتی از اسلام آوردن مهاجمان (آخر در تاریخ ایران بسیاری از مهاجمان آمدند و ماندند و تبدیل به احسن شدند!!) و ساخت مسجدی پر عظمت که در مقیاس و سادگی اغراق برانگیزش بیگانه بودن و بادیه نشین بودن مغولان تبلور یافته است.این بنا در زلزله های سنگین قاجاری سالم ماند و در نهضت مشروطه مکانی برای دفاع سرداران ایران بود،دفاع از توپ روسها و حمله ارتش حکومت...اما ارک بر جا ماند تا چندی بعد از انقلاب 57 ایران به دستور امام جمعه شهر سعی بر تخریب یک مشت آجر کردند اما بنا باز بر جا ماند هرچند به حریم آن که قطعا حاوی نشانه هایی از تاریخ ما بود تجاوز شد و امروز در 7/8 متری آن شاهد کارگاهی بزرگ هستیم که درست بر جای سالن موسیقی این بنا علم شده و بعد از خاک برداری 9متری شبانه از طرف ایشان صورت جلسه ای نوشته شد به این محتوا که در این مکان چیز تاریخی پیدا نشد!! کسی باور میکند؟ در این سایت چند صد ساله یک کوزه شکسته هم نبود؟!! یا هرچه بود زیر چنگک های ماشینها برای همیشه نابود شد؟!! هیچ در جایی خدایی نکرده دیده اید یا شنیده اید که با قلموهای مخصوص این خاک را باید کنار زد ؟؟؟! اما از نظر نشانه شناسی این دو بنا در کنار هم حاوی جنبه های مخفی اینانند... اما آنچه مرا به نوشتن داشت بدنه قاجاری است که در طرف دیگر سایت ارک قرار دارد و خود همین آجرها و گچها اگر در هرکجای این جهان بود مرمت میشد و استفاده میشد اما بزرگان تصمیم دیگری برای این اسناد تاریخی دارند..آری تخریب و احداث پارک!!
؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!! والا!

/ 10 نظر / 7 بازدید
heni

انسانها فراموش شدند ٬ چطور انتظار دارين بناها مهم باشند!‌راستی چرا برای اون مطلب کامنت گذاشتين ؟ من بعد از اون ۵ ۶ تا مطلب ديگه هم دارم!!

علی

هومن جون این ستمها از اونجا شروع شد که اون آمفی تءاتر رو خراب کردند. هلا هم میخا با ساختن مصلی سرپوش اسلامی روش بذارن .

da_sein

عصر فراموشي دوران ماست.

گلی

تو اين مملکت با وجود تاريخش علاقه ای به حفظش ندارند برعکس بعضی کشور ها که هر روز سعی می کنند تاريخ سازی کنند که ۱۰۰۰ سال ديگه بگند اون چيزی که نداشتيم رو هم به دست آورديم...حالا ما اين تنها چيزی رو هم داريم دارند خراب می کنند...وای!

heni

نوشته های شما بسيار جالبند! حقيقتا اثر گذار می نويسين ! از اينکه وقت می ذارين و نوشته های منو می خونيد ممنونم

راضيه

خيلی لطف داری ممنون. ضمنا من واقعا از وبلاگت خوشم اومد مخصوصا همين نوشته.

marjan

در اين پارکی که شما حرفش رو زدی يگ گل در اين بهار هرگز نديده ام! بوی عطری ز پارک نشنيده ام!!!!

nazanin

خيلی ممنون از نظرت وبلاگت خيلی باحاله جدی می گم مخصوصا همين

نازنين

کمر بستن به نابودی هويت و بودن ما!... بهار بر خيالتان مبارک... بارانی باشی.

حمید

لینکهای مفیدی دارید،و حرفهای بی سرو ته البته سوزن خودمم بزنم که نظرات درست و حسابی هم دریافت نکردی!!!