لزوم تحقیق در مورد چیستی شهر

 برای جواب به این سوال که شهر چگونه موجودیتی است می توان دیدگاهها و رویکردهای مختلفی انتخاب کرد. رویکردی فلسفی می تواند بسیار پر طمطراق باشد اما لازم است برای انتخاب این موضع نویسنده مزیتی برای آن مطرح کند ( اساسا به نظر می آید برخی نویسندگان این انتخاب دیدگاه را کاملا دلبخواهی می دانند و نگران مطرح کردن مزیت برای رویکرد خود نیستند!) . هرچند بحث در مورد چیستی ماهیت شهر بحثی نظری است اما اگر این مبحث در حیطه مباحث مرتبط با محیط های انسان ساخت مطرح شود ضروری است نتیجه گیری در همان حیطه داشته باشد!  اینکه فلاسفه شعرا و غیره شهر را چگونه دیده اند بحث جالبی است اما لزوما بحث شهرسازی نیست، اگر از این مقایسه مثلا استفاده شود تا قرینه شهر در ادبیات استخراج شود این بحث می تواند در مرحله شناخت شهر با ارزش باشد به شرط اینکه از روش تحقیق قابل دفاعی برخوردار باشد اما بهترین بحق در مورد چیستی ماهیت شهر نیست.

به نظر بنده مهمترین بحث در مورد چیستی ماهیت شهر ضروری است ناظر بر فایده ای در حیطه محیط های انسان ساخت باشد برای این منظور می توان این سوال را که در نگاه نظریه های شهرسازی شهر چگونه موجودیتی بوده است را پاسخ گفت همانطور که در نوشته قبلی اشاره شد شهر را در این حیطه معمولا به سه استعاره  هنر، ماشین و موجود زنده دیده اند.اما قدم بعدی می توان این باشد که کدام یک از این نگاهها مفید تر است و بیشتر قابل دفاع است البته برخی از نگاههای دیگر هم در مورد شهر وجود دارد که بیشتر از اینکه به موجودیت شهر نگاه کنند به عملکرد شهر و یا فرایند شهر و ایجاد آن نگاه می کنند شهر به عنوان لانه زنبور( یعنی زیست گاه طبیعی موجودی زنده) و شهر به عنوان یک سیستم برای مثال از این دسته اند.

جواب به این سوال که شهر چگونه موجودیتی است می تواند بسیار مفید باشد و نظریه ها را  جهت دهی کند اما بسیار ضروری است در جواب به این سوال رویکر و روش تحقیق مناسبی اتخاذ شود، به نظر شخصی من تقدم ذاتی فلسفه بر همه چیز که در ایران و میان اهل دانش شهر و معماری به نحو وسیعی پذیرفته شده است در برخی از این مباحث موجود خلط مبحث شده است، نشریه هفت شهر یک شماره با موضوع مفهوم شهر چاپ کرده است این موضوع را می توان در آن نشریه دید، البته بسیاری از نوشته ها نوشته های خوبی هستند اما به نظر می آید این نقد بر آنها وارد باشد

/ 4 نظر / 24 بازدید
یک وبلاگ نویس

/-|./\ « شما فرياد ما را نمی ‌شنويد ، چه‌ هياهوی روزگار گوشهايتان را پر کرده است، و با ماده سخت سالها بی‌اعتنايي به حقيقت، گوشهايتان بند آمده است ... ما فرزندان اندوهيم و اندوه، بس عظيمتر از آن است که در دلهای حقير جای گيرد ... ما فرزندان اندوهيم و اندوه ابری است متراکم، که از آن باران معرفت و حقيقت بر سر مردم می ‌بارد » . . . . جبران خليل جبران >:_:>:.::

دورگه

منتظر ادامه این بحث هستم. مشتاقانه.

امیر فهیمی

با سلام و تشکر از مطالب بسیار پخته و تحلیلی تان امیدوارم برقرار باشید من هم توی علوم تحقیقات زیر نطر خانم دکتر جهانشاهلو در حال پیشبرد مراحل تزم هستم و به و سیله ی آقای منعام با وبلاگ پر محتواتون آشنا شدم. آیا نمی توان شهر را موجود زنده ای دانست که این موجود زنده خود یک سیستم است ؟ یعنی ماهوی + دیدی فرایند وار

هومن

خوشبختم. مي توان اما لزومي ندارد كه شهر را موجودي زنده بدانيم. اگر اين نوعي قياس بود يعني از طرف دوم اين قياس نتيجه گيري حاصل مي شد مفيد بود اما اگر صرفا شهر را موجوديتي زنده بدانيم اين يك تشبيه است و در نهايت مي تواند به فهم شهر كمك كند اما تشبيه اصولا نبايد در متون علمي جايي داشته باشد و جايش در ادبيات است. مسئله اينجاست كه اگر شهر را موجودي زنده هم ندانيم باز همانقدر كه در مورد شهر مي دانستيم مي دانيم يعني اصولا فايده اين تشبيه جاي سوال دارد، البته برخي ازين تشبيه نتابجي گرفتند مثلا ممفورد اعتقاد داشت شهرهاي مانند موجودات زنده مرگ دارند اما به نظر مي آيد شهر ها بيشتر از آنچه شبيه موجود زنده هستن شبيه آن نيستند نه توليد مثل مي كنند نه ميميرند نه.... بدون درگير شدن در اين تشبيه هم مي توان به رويكردي سيتمي به شهر داشت