شهرسازی انسانی

امروز داشتم نظریه جدیدی که آیه الله جوادی آملی در مورد شناخت انسان به انسان ارائه کردند را نگاه می کردم. بسیار جالب و دقیق است؛ در مورد خود موضوع من صلاحیت نظر دادن ندارم و البته بهتر کتاب را دقیق بخوانم و سپس  این بحث را مطرح کنم اما الان می خواهم طرح مسئله کنم و دو سوال بپرسم ! در مورد انسان گرایی و شهرسازی اینگونه گفته اند که شهر باید برای انسان باشد با اندام حرکت ها و خواسته های او و حتا آرزو های او هماهنگ با هویت و تاریخ او سازگار و در عین حال صادق و راستگو باشد، اما هر گونه تئوری با توجه به پیش فرض هایی که در مورد انسان دارد به این صفات اهمیت می دهد، مثلا نظریه اندامواره مدرسه باهاس تا مدتها مطرح بود اما توجه به جنبه های دیگر انسان مثل نیاز به خلوت و توجه به نماد و نمادگرایی و هویت در چند دهه گذشته نوعی دیگر از انسانگرایی را مطرح کرده، سوال از همینجا آغاز می شود ! اگر دقیق نگاه کنیم هیچ ابزاری برای اثبات اینکه مثلا شهرهای کارگری مصر باستان غیر انسانگرا بودند نداریم ! آنها به زندگی بعد از مرگ اعتقاد داشتند و و این زندگی را با عزمتی بیشتر برای پادشاه به بعضا رب خوانده می شد مورد توجه بود. و حتا شهرک ها و زاغه های کارگری قرن 18 انگلستان برای نوعی انسان با نگرشی خاص ( که نگرش غالب همان موقع  بوده ) شکل گرفته بوده ... اگر اینگونه است، پس انسانگرایی چیست ؟ و چرا موضوعیت می یابد ؟

به عنوان یک پیشنهاد (!!) می توان گفت دو انسان گرایی داریم یکی اسم خاص و دیگری اسم عام، انسانگرایی خاص نهضتی است که بی توجهی دوران مدرن به جنبه های انسانی را یادآور می شود و مثلا فرانسیس تیبالدز فقید نماینده آن است ، کتاب شهرسازی شهروندگرای وی  نکات اشتباه شهرساز مدرنیستی و صفات فراموش شده انسانی را یادآور می شود. اما انسانگرایی به عنوان اسم عام به نظرم همانیست که راپاپورت در توجیه فرهنگی شکل مجتمع های زیستی یاد آور می شود و این بسیار جالب است که وی این تحلیل را تا دوران مدرن مطرح می کند و برای این دوران شرایطی خاص فرض می کند.

اما سوال دوم! ما به انسان چگونه نگاه می کنیم ؟  اینجا این ما قابل تفکیکه ! شهرسازان ؟ و یا حاکمان ؟ تحقق مدل انسان در این زمان به دست چه کسیست ؟ و او انسان را از کجا و چگونه می شناسد ؟

2i793kp.jpg

/ 9 نظر / 4 بازدید
گمنام

این پسره به دختر پست قبلی میاد ! بگو دست به کار شه

sadr

یه بخشی از انسان گرایی و مفهومش جهانشموله ( همین معنیه که از مصر باستان هم تا حالا بوده که لزوما مناسب برای مردم همون مکان میتونه باشه یا نباشه )و بخشی دیگه اش تابع محیط ( اینجا است که انسان گرایی موضوعیت پیدا میکنه ) جواب سوال دوم جواب اولی هم هست( اینکه ما به انسان چگونه نگاه میکنیم دلیلی است برای اینکه چرا موضوعیت داره ) در حالت آرمانی اش فقط میشه گفت تحقق مدل آرمانی کار یکی دو نفر یا دو دسته خاص نیست چون شرایط مکانی و زمانی خودشو میخواد که در کشور کماکان عزیز ما ....هیهات ! ، مخلص کلام اینکه به نظرم این آرمانی به شدت پویا است و یک دستور العمل نیست.

ابوالفضل

سلام. يك ايميل براتون فرستادم، ممنون می‌شم اگر به مطلبي كه در اون توضيح دادم ترتيب اثر بدين.

شهر بانو

انسانگرایی!. خوب به نظرم این قدر این واژه سنگین هست که بگم در این فضا نمیگنجه ! و این قدر فهم همین واژه سخت و رسیدن به اون مشکل هست که بگم با این دیدگاه که مطرح شد اصلا تا حالا چیزی به اسم انسان گرایی نداشتیم و توهم پرداختن به اون بوده . گرچه توهمش هم خیلی خوبه و همین توهم هم به قول دوستمون به طور جدی تو ایران مطرح نشده ولی .. انسان این یک کلمه 5 حرفی چیزی نیست که با حرف خود ما انسان ها ساخته و پرداخته بشه . به عنوان یه پیشنهاد (!!) میتوان گفت انسان گرایی در هیچ دسته ای طبقه بندی نمیشود . یک کلام است : انسان گرایی و شاید بهتر باشه حداقل اگر این نگاه رو ( که البته میدونم برای قابل بحث شدن این کار انجام شده ) تفکیکش میکنیم یکی دوتا وشاید خیلی دسته های دیگه هم مثل خود" انسان" رو توش بگنجونیم . ما هم میگیم شهرسازی شهروند گرا

شهرناز.

انسانگرايی مفهوم ژيچيده در عين حال ساده ای است... مثل بسياری از مفاهيم بزرگ و عميق ديگر همچون آزادی.. رفاه و ... که برای درک بهتر و عملی شدن اجرای اين مفاهيم از معيار های کمی برايشان استفاده ميشود. بايد ديد آيا ميتوان معياری کمی برای اين مفهوم-واژه در نظر گرفت؟؟ که البته خود بحث بسيار گسترده و حساسی خواهد شد و به گمانم با سبک و سياق اين بلاگ تنها همين يک پست فرصت را داريم برای پرداختن به آن!! ( انتقادی ضمنی به اين بلاگ. البته بلاگ يک فضای شحصی است... فراموش نکیم!!.)

فضای رويداد

با سلام. فرا رسيدن سال نو را خدمت شما تبريک عرض می کنم. با آرزوی سعادت و موفقيتهای روز افزون جنابعالی در سالی پر از محبت و صميميت ...

شفق

سال نو مبارک اميدوارم سالی خوب و خوش داشته باشی.