فضای خوب

 

فضای خوب چگونه فضاییست؟ برای معماران دغدغه یافتن فضای خوب بسیار محدودتر از شهرسازان است چرا که شهرسازان ضرورتا باید فضای خوب را برای مدیران و صاحبان قدرت و مردم در نظر بگیرند و عادلانه است که این فضای خوب بر اساس نیاز های آینده مردم هم باشد. امروزه بسیاری از طرح های شهری مشغول شکل دهی به فضاهای عمومی شهری ها هستند اما تا بحال جوابی قانع کننده برای چگونگی فضای خوب داده نشده است و از آن بدتر اینکه فضاهای طراحی شده در حال حاضر خیلی هم هدفمند ساخته نمی شوند برخی از منابع خوب بودن فضا به شرح زیر است:

نظر کارشناس: کارشناسان به حکم دانشی که در مورد موضوع دارند احتمالا می دانند که فضای خوب چیست اما همانطور که اشاره شد دانش کنونی خیلی ویژگی ها و یا بهتر بگویم جزئیات فضای خوب را مشخص نمی کند در این صورت نظر شخصی کارشناسی بدون توضیحی یا توجیحی منطقی نمی تواند خیلی معتبر باشد. نظر کارشناس با چنین توجیحاتی می تواند تبدیل به دانش شود اما در حاضر بسیاری از کارشناسان این توجیحات را بیان نمی کنند و طرح هایشان اگر هم موفق یا شکست خورده شود توان کمک به دانش را آنگونه که باشد ندارد.

دانش غرب: دانش غرب بی گمان در مورد فضاهای عمومی و خوب بودن این فضاها بررسی زیادی کرده است البته لازم به ذکر است منظور از واژه غرب توهمی از توطئه و دشمن نیست بلکه کشور های پیشرفته مد نظر است. نکته مهم در مورد استفاده از این منبع برای پیدا کردن فضای خوب تفاوت های فرهنگی است، شهرسازان عمدتا شکل شهر را حاصل ویژگی های اقتصادی و فرهنگی جامعه می دانند برای مثال نبود فضاهای شهری به معنی غربی کلمه در شهرهای ایرانی قبل دوران مدرن نشان وجود یک تفاوت اصلی در شهرسازی ما دارد، حال که برای این تفاوت ها نشانه هایی اینچنین وجود دارد چگونه می توان آنها را نادیده گرفت و امید دستیابی به فضای خوب داشت؟

ذهنیت جمعی: به نظر من یکی از مهمترین منابع که متاسفانه بسیار مجهول واقع شده است ذهنیت جمعی است. فضای خوب عمومی در نهایت فضایی است که مردم خوب بپندارند و آنها هم بر اساس ذهنیت های خود چنین فضایی را خوب ارزیابی می کنند. در شرایط ایران که هنوز به دانش بومی دست نیافته ایم به نظر می آید وزن اهمیت این ذهنیت بالاتر از آن باشد که در متون معتبر غربی دیده می شود.  می توان با مطالعه روشمند ذهنیت ایرانیان در شرایط کنونی به فضایی خوب دست یافت. البته این ذهنیت دو مشکل دارند یکی احتمال تقابل با خواست صاحبان قدرت ( شاید مردم ایران فضای شهری برای تعاولات اجتماعی بخواهند اما حاکمان این تعاملات را بر نتابند) و مشکل دوم اینکه این منبع مطالعه بسیار تابع شرایط کنونی است و هیچ افق معنا داری ندارد.( ذهنیت فردی هم می تواند منبعی شناخته شود معمولا طراح یکنفره طراحی می کند اما فضای خوب عمومی در نهایت فضایی که مردم آن را بپسندند).

علوم انسانی: انسان و رابطه آن با جهان همواره یکی از مهمترین موضوعات مورد بررسی فلسفه بوده است. نیاز های انسان افعال انسان و آرمان های آن را علوم انسانی بررسی کرده است.  علوم انسانی باید بتواند بر اساس ویژگی های انسان فضای خوب را برای آن ترسیم کند. تا آن را در عمل سنجید. استفاده از این منبع عم دچار مشکل است. امروزه تعداد  زیادی مطالعه با چنین عنوان هایی انجام می شود که در نهایت به دنبال دوباره توجیح کردن علوم غربی هستند، به عبارتی دیگر چون این دسته از مطالعات مد شده است بازار پر سر و صدایی وجود دارد که کمتر مفید است. مشکل دوم اینکه شهرسازان ایرانی گفتگو یا دیالوگی با عالمان علوم انسانی برقرار نکرده اند در موقع لزوم خود اجتهاد های علوم انسانی داده اند و یا تصور کردند چون در حیطه کار شهرسازی نیست نباید از عالمان علوم انسانی دانشی را طلب کرد که به سود ماست!!. (این منبع می توان خطرناک هم باشد بخصوص اگر آن را معیار ارزیابی فضا بدانیم در این حالت مردم و قضاوتشان دیگر مهم نیست و ممکن است فضاها بسیار ایدئولوژی زده شود).

گذشته: متاسفانه یک سنت هایدگری تحریف شده شدید و غلیظی در میان معماران و شهرسازان ایرانی مد شده است که حقیقت را در گذشته جستجو می کند و مدرمینه ستیزی را اوجب واجبات می پندارند. برای اینان گذشته یگانه منبع قابل اعتماد ساخت فضاهای خوب است. گذشته چون بر اساس تجربه ای طولانی به فضاها شکل می داد و چون با ذهنیت جمعی و با علوم انسانی دوران در ارتباط بود و چون در تجربه موفقیت و شکستش معلوم شده است می تواند منبع مهمی برای ساخت فضای عمومی خوب باشد. هرچند آن فضاها و فرم ها هیچ کدام به درد زندگی امروز نمی خورد. اما می توان از گذشته درس هایی گرفت. اتحاد سنت گرایان و هایدگری ها در معماری و شهرسازی ایران بر موضوع ارزش گذشته توافق دارند و باید این احتمال را داد که استفاده نا درست این منبع را به ضد منبع تبدیل کند.

فضای بد: حذف بدی های از فضای بد همواره به عنوان منبع در اذهان بوده است. بسیاری بهشت را دنیای بدون بدی تصور می کنند در حالی که برای تصور جهنم مشکل خاصی نداریم! البته این منبع را به هیچ وجه نمی توان منبع معتبری دانست چون به خودی خود در بهترین حالت به ما می گوید چکار نکنیم و نمی گوید چکار کنیم. اگر این منبع را با نظر کارشناس با دیگر منابع همراه کنیم می توان به دانشی برای ساخت فضای عمومی خوب دست پیدا کرد و اینکه فضای بد را به خودی خود منبعی برای درس گرفتن بدانیم بدون داشتن تئوری و بعد از آن تجربه موضوع بی ربطی است. اگر اندکی روحیه درس گرفتن از اشتباهات وجود داشت مطرح کردن این منبع به حکم عقل منتفی بود!

قطعا منابع دیگری هم وجود دارد. تفکیک میان این منابع هم تفکیکی کاملا ذهنی است و در عمل با مجموعی ازینها طرفیم. در حال حاضر به نظر می آید مهمترین منبع تولید فضای عمومی روال طرح های گذشته است! ساختن فضای عمومی موفق امر اجتماعی مهمی است.

 ساختن فضای عمومی خوب فعالیتی مانند گفتن یک شعر، فردی- درونی نیست!

/ 0 نظر / 19 بازدید