آیا توسعه پایدار برای ما امری فرهنگی است؟

مفهوم پایداری امروزه یکی از مفاهیم مهم توسعه و مدیریت و در نتیجه مباحث عملی مانند معماری و شهرسازیست. آغاز این مفهوم همزمان با کشف عمق تخریب محیط زیست و تزلزل توانایی های تکلونوژیک بود. چرا که باور اندیشه مدرن نا متناهی بودن توانایی بشری بود: برای هر معضلی راه حلی خواهد بود ! اما این باور که تفکر توسعه پایدار صرفا مباحث عملی را در خود دارد سخت است، و در بادی امر به نظر می رسد که عقل توسعه پایدار با عقل توسعه غیر پایدار دارای تفاوت هایی است. شاید از همین جهت ضرورت تحقق توسعه پایدار را تغییر نگرش و انقلابی در نگرش خوانده اند. تحولات عقل مدرن فقط به محیط زیست فیزیکی محدود نمی شود و محیط زیست متافیزیکی را هم دچار تحول کرد. در چند دهه گذشته اما این عقل از خود فاصله گرفته و خود را مورد سوال قرار داده و این بستر است که پست مدرن خوانده می شود.  در چنین بستر فکری توجه مجدد به محیط زیست مطرح شده اما این توجه با توجه سنتی فاصله بسیار زیادی دارد چه در تفکر پایدار بشر قیم حفظ محیط زیست است.  البته این بحث را می توان از جنبه های دینی هم رد و هم تایید کرد ؛ توسعه امروزی تنها راه پیش روی تمامی کشور ها و فرهنگ هاست و تمامی دولت ها با شعار توسعه و عمل توسعه می توانند بر فرهنگ تاثیر بگذارند( هرچند که چگونگی توسعه عمیقا تحت تاثیر فرهنگ است) معیار توسعه نیز بهبود کیفیت زندگی اجتماعی دانسته شده است. ازین جهت بحث دینی راهگشا نیست چراکه امکانی به جز توسعه در برابر دیدگان ما وجود ندارد. اما در آگاهی خود نباید فراموش کنیم که این اجبار چه جایگاهی دارد. تلاش بیهوده برای اسلامی جلوه دادن توسعه پایدار چیزی جز سیاست یک بام و دوهوا نیست چرا که این تفکر نه از مبانی و نه از فرهنگ اسلامی بر می آیند و این تلاش هیچ ثمره ای ندارد. احتمالا اسلام نیز در شرایط امروزی توسعه را مد نظر قرار می دهد. اما نگاه ما نباید محدود به دید مدرن باشد تا شاید از این انتظار بهره ای حاصل شود و راه گذار از مدرنیته بعد از 500 سال برای ما گشوده شود

یک چشم زدن غافل ازین ماه نباشید

شاید که نگاهی کند آگاه نباشید

شرایط کنونی در هر حال شرایط مدرن است امروز دیگر تفکر و ظاهر ما هرچه باشد غیر از مدرن نیست. تلاش برای گذار و انتظار حوالت تاریخی در چنین شرایطی نا مناسب نیست چرا که وقتی که شدت به نهایت خود مب رسد وقت گشایش است«عند تناهی الشده الفرج»

/ 5 نظر / 13 بازدید
نوید

جالبه!يادداشتت رنگ و بوی متفاوتی داشت.غلط نکنم کاملا درگير کار هستی!عمل گرايانه تر و مدرن تر از قبل بود! به نظر من در دوران مدرن با وضع متفاوتی نسبت به گذشته مواجهيم.«انه تداوم الشده بعد الشده!».منتهای مراتب بايد شدت رو بازخوانی کنيم.همين طور فرج رو.و شايد يه سنتز !!!!!چي شد!!!...

سايه

سلام گلم بازم انقدر تخصصي نوشتي كه من مجبورم فقط برات شعر بنويسم مجبورم ... مي‌فهمي؟ تقديم به تو: در توالی سکوتِ تو در تداوم نبودنت ردپای آشنائی از صدای تو در میانِ حجمِ خاطرم هنوز زنده است هنوز می‌تپد و باورش نمی‌شود که نیستی که رفته ای کجا نوشته اند عشق این چنین میانِ مرزِ سایه‌هاست ؟ این چنین پُر از هُجومِ فاصله در تقابلِ میانِ آب و تشنگی تقابلِ میانِ درد و زندگی ؟ کجا نوشته اند ؟! شاد باشي

سايه

راستي چرا من هميشه از آپ هاي تو جا مي‌مونم؟ يا تو زود به زود آپ مي‌كني، يا من تنبلم!! نکته: آدرس با قبلی متفاوته ها. یعنی من بجای دو نفر برات نظر میذارم ... ببين!

ناميرا

من مجازی شدم يا تو و نوشته هات؟ من به خودم بيام يا تو و افسانه هات؟ زندگی واقعی کدومه هومن؟ راستی تو که وبت اينقد مثلا حرفه ایه. تعجب می کنم این موجودات جواد و کامنتاشون اینجا چی کار می کنن!! اهان يادم نبود که شما به اصل مهارت گفتمان مهارت دارين!