پای لنگ عالم و ترشرویی علم

 

 

اینکه علم چیست و به چه درد می خورد مسئله روزه این مملکت است اما مسئله ایست که خوب بررسی نشده است.  امروزه سیاسیون با علم برخورد دوگانه و ساده لوحانه ای دارند، راستش را بخواهید به گمانم اینها علم را نمی شناسند! یا لا اقل فرقی میان علم جدید و قدیم قائل نیستند، اگر گمان می کنند که گمشده غرب را در دست دارند چگونه می تواننند بپندارندکه گمشده خود هم در غرب است ؟!

سیاسیون را تکلیفی بر دانستن مفهوم علم و یافتتن راهی برای گسترش آن نیست، در قیاس با آنها اگر دانشگاهیان از این مهم غافل باشند شان خود و علم و دانشگاه را به تحقیر گرفته اند، دانشگاه در ایران هرگز جایگاه خود را در رابطه با اقتصاد و سیاست و مذهب پیدا نکرده، از همان ابتدا که ساخت دانشگاه را برای شبیه کردن تهران با شهرهای اروپا ساختند تا زمانی که برای تربیت مهندس راه و ساختمان از آن استفاده کردند و حتی امروز که برای داخل بوق شدن به دانشگاه فشار می آورند! دانشگاه اساسا بزرگتر از آن است که وسیله تبلیغاتی شود اما این گناه ساست گذاران نیست که می خواهند با بالا بردن تعداد مقالات علم را پیشرفت دهند این گناه اساتید است که وارد مسابقه مفاله نویسی شده اند،  مسابقه ای که در نهایت یک عده زبان باز و مقاله نویس تحویل جامعه می دهد، اینکه چگونه متنی بنویسی که هیات تحریریه فلان مجله معتبر  آن را قبول کند حرفی است و تولید علم حرفی دیگر، اگر دهها مقاله و کتاب منتشر می شود و در نهایت ساخت محیط های انسان ساخت ( در رابطه با رشته خودم می گویم) پیشرفتی نمی کند بی دلیلی نیست ، آخر مگر قرار است این هیات های تحریریه صلاح علم و عمل را بدانند؟  علم  جدید باید بر اساس نیاز تولید شود و امتحان شود و در نهایت مجدد تدوین شود ، اما تولید مقاله و اینها ربطی به این فرآنید ندارد، بسیاری از عاملان از عالمان شکایت می کننند که چرا علمی به دردبخور نمی سازید!  کدام کتابی که برای شهرسازی و طراحی شهری در  ایران نوشته شده قابلیت اجرا دارد ؟  به گمانم چیزی حدود 10 استاد تمام و دانشیار در این رشته در این شهر وجود دارد، مدرک اینها به چه درد می خورد اگر اندکی به کاربرد نرسیده است ؟ لیوتارد علم را با کاربرد تعریف می کرد در واقع علم در شرایط پست مدرن آن تقدس ذاتی  ندارد ، اما آن مخلوط بدون کاربردی که این اساتید مشغولش هستند، همان که علم  جدید نیست، برای یافتن احترام  هنوز به دنبال هاله تقدس است ، و چه خنده دارد غم انگیز است این دستنبدی که به دور سر بسته اند هرچه هست هاله تقدس نیست! بسیاری از برخورد ها احترام گذاشتن ها بی دلیل رسمی برخورد کردن ها ... بی دلیل فلسفی برخورد کردن و ... خودتان بهتر می دانید! اینها آدم های خوبی هستند اما خودشان هم می دانند که کمیتشان لنگ می زند امید وارم کسی از حرفن ناراحت نشود اما تولید علم و عالم در این شرایط تعطیل است، دانشگاه و دبیرستان فرقی ندارد  (اگر باور ندارید از اساتید بپرسید! آیا آنها تفاوتی میان دانشگاه و دبیرستان میفهمند؟ البته اگر استادی باشد که مثلا روش تحقیق درس داده باشد می تواند جواب سوال را بدهد، اما این جواب دادن و عمل نکردن ها هم بخشی از همین نادانی هاست ) اساتیدی هم که مثلا کار علمی می کنند نمی دانند چرا باید کار علمی کنند و این علم را چگونه و به چه دلیل تولید می کنند؟! کتابخانه دانشگاهها پر است از کاغذهایی که سیاه شده اند اما علم کماکان در ایران پویش ندارد

روز شهرساز

چون ادامه مطلب  در ارتباط با همین موضوع بود پست جدید نزدم،  دیروز محمود توسلی را به عنوان شهرسازی پیش کسوت معرفی کردند ، او از نظر من پدر طراحی شهری ایران است، سخنرانی که کرد حاوی نکات جالبی بود، او به بی فایده بودن مجلات دانشگاهی اشاره کرد و به اینکه ابزاری شده است برای ارتقای اساتید ، نبود نظام علمی پژوهش در ایران و عدم ارتباط منطقی میان تصمیم گیران مردن و متخصصان ، شاید شهرسازی به درد شرایط ایران نمی خورد اما راه کار چیست؟   تجربه بیش از سی سال تدریس به او آموخته که کار علمی در دانشگاه شدنی نیست. پیشنهاد مجله ای که بدون منفعت به تجربه ایران بپردازند پیشنهاد او برای تغییر شرایط بود ، اما به نظر مسئله عمیق تر ازین حرفهاست! مسئله  عدم ارتباط ما با علم جدید است...  این مجله می تواند مفید باشد و برخی اقدامات را جایگزین برخی دیگر کند اما تا زمانی که نگاه اساتید به علم شهرسازی و دانشگاه تغییر نکند نمی توان به آشتی با علم رسید

 

 

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
هومن

بیاییم چند جمله که مورد تفاوق است در مورد علم و دانشگاه را بنویسیم