نوآوری فی حد نفسه ارزش نیست

از کودکی این الگوی غلط که فلانی هزارتا کار جدید می کند و بنابراین خوب است را برایمان ترویج می دهند و در جامعه تخصصی هم این موضوع که فلانی ایده های جدید دارد به عنوان ارزش مطرح می شود. راستش بحث این پست آنقدر بدیهی است که بسیار مردد در نوشتن آن بودم اما چند برخورد در روزهای اخیر این فکر را پررنگ تر کرد. مسئله اینجاست که کار جدید خیلی هم ارزش نیست یا به عبارت دیگر به خودی خود ارزش محسوب نمی شود مثلی هست که می گوید فلانی چرخ را دوباره اختراع کرده است، این اصرار بر تولید دانش در ایران در رشته های مرتبط با علوم انسان ساخت که ارزیابی از دانش موجود و کارایی آن در ایران انجام نشده است امری بی ربط و گاها مضر است چندی پیش مدیر یکی از سازمان های مرتبط با بافت های فرسوده تمام تلاش خود برای حرکتی دانش محور انجام داد بدون قضاوت در مورد قصد، این روش که دانش موجود را امتحان نشده با دانشی دیگر تعویض کرد جای سوال دارد درست کاری که نفر بعدی هم کرد، جالب اینجاست که در هر دو دوران این مدیران به برخی گزاره ها به عنوان نتیجه گیری رسیدند که سالها قبل در ادبیات جهانی ترد شده بود. خوب در این مثال نوآوری ناآگاهانه به نوعی کهنه آوری است! 

برخی هم به بهانه کرسی ها نظریه پردازی می خواهند به هر زوری که شده نظریه ای تولید کنند سعیکم مشکور اما مسئله چیست ؟ برای چه مسئله ای به دنبال تئوری هستید برای درجه علمیات یا اینکه سیبی به سرتان خورده و از خود پرسیده اید چرا این سیب پایین آمد؟ متاسفانه این نوع تولید دانش که مبتنی بر کار جدید است اصلا سوال محور نیست و بیشتر به تحقیقی که شکل تحقیق دارد ختم می شود، اینهمه تاکید برخی اساتید بر ظاهر علمی داشتن نوشته جات هم منشا واحد دارد. این نوع تحقیقات ظاهرسازانه ریاکارانه نتیجه محور ( نتیجه از اول معلوم!) فایده ای ندارد

آقایان اگر نوآوری به خودی خود ارزش بود هرروز اسم همه چیر را عوض می کردیم یک روز به نوعی از علم و روز بعد با نوعی دیگر دنبارا تفسیر می کردیم اما راستش نوآوری که ارزش نیست هیچ اندکی هم مضر است اگر از تمام ظرفیت موجود استفاده نشود و نوآوری آن را نابود کند به چرخه تولید و نابود کردن و بازتولیدی می رسیم که هیچ فایده ای ندارد.

برخی دیگر به نوعی واردات نوآوری دارند امری که در شهرسازی بسیار رایج است. آیا نظریه های شهرسازی از بالا به پایین در ایران شکست خود که به دنبال تعویض آن هستیم؟ چه ارزشی در این موضوع نهفته است که جدید ترین کتابهارا ترجمه کنیم وقتی مهمترین کتابها هنوز ترجمه نشده اند؟ . چه ارزشی در این موضوع نهفته است که مدافع جدید ترین نظریه ها شویم وقتی نه بازده آن را در ایران می دانیم و نه نظریه های قدیمی را به سر انجام رسانده ایم.

تازه  و نو در فرهنگ و ادبیات ما ارزشند اما کهن و قدیم هم هستند، من خود طرفدار نو شدن ساختار دانشم اما نوشدنی بر اساس ضرورت و ارزیابی نا توانایی های وضع موجود و نه سردرگمی و تولید بیشتر سردرگمی به بهانه نو!

 

/ 4 نظر / 16 بازدید
m.alavi

چرا فکر میکنی این پست بدیهی ارزش مطرح نداشته!! به نظرم این پستت فوق العاد و حتی مفید تر بود چون عطف به همون مسئله ایه که خودت لزومش رو مطرح کردی و پر از دغدغه های قابل باور

هومن

این نظر برای من بسیار ارزشمند است به نحوی که خود یکبار دیگر این ژست را خواندم و سعی کردم از دید مخاطبش به آن نگاه کنم

m.alavi

:)

m.alavi

شاید بیشتر با این پست همزاد پنداری کردم.... به این دلیل بسیار تحت تاثیر این جو آزار دهده بودم.... و دغدغه های شخصی رو توی این فرایند بیشتر دیده میشه تا دغدغه خود تولید علم...