غرب - مدرنیته - ما - سنت و طرح مسئله شهرها ایرانی

بی شک وضعیت کنونی شهرهای ایران وضعیت نامقبولی است، اما گزاره مهمتر اینست که گویا کسی نمی داند برای بهبود آن چه باید کرد!  کتابهایی که در مورد مسئله معماری و شهرسازی دوران معاصر نوشته اند عمدتا از واژه های مدرنیته و غرب و سنت و امثالهم استفاده کرده اند، این برداشت اصول نا گفته ای دارد مانند اینکه در مواجه تمدن ما با تمدن های پیشرفته اروپایی ( که بعدها ملقب به غرب شدند) ما ضعیف بودیم، آنها ترقی کرده بودند، یا اینکه غرب مفهومی مرتبط الاجزاست.

مهمترین ایده ای که تا امروز هم در این مورد ارائه شده آموختن از آنهاست اما این آموزش از کجا باید شروع می شد؟ آیا اگر دانش آموختگانی از بهترین دانشگاههای اروپا به ایران می آمدند امکان بهبود اوضاع وجود داشت؟ یا اگر نهادهایی مانند نهادهای آنان در ایران به وجود می آمد اگر شهرداری ها ادارات و چاپ خانه ها و .. سریعتر و بهتر کپی می شدند (اگر فرض کنیم این کار ممکن بود) ما هم ترقی می کردیم؟ یا اگر دانش آنها را به ایران می آوردیم اگر دارالفنون قوی تر بود راه حل مسئله پیدا می شد؟ برخی فلاسفه که به شدت معماران را هم تحت تاثیر قرار داده اند می پندارند که اگر فلسفه مدرنیته به ایران می آمد و به عبارت خودشان در مواجهه با غرب به جای اینکه محصول مدرنیته را ببینیم و مسحورش شویم خود مدرنیته به عنوان تفکر وارد ایران می کردیم اوضاع بهتر می بود، کنت گوبینو هم در دوران قاجار چنین پنداشت و خواست رساله دکارت را به فارسی ترجمه کند وی وقتی نظر فلاسفه مکتب تهران را پس از معرفی رساله پرسید آنان با سردی جواب دارند که مانند این مباحث توسط متکلمان مطرح شده است، اما آیا درک آنان از فلسفه مدرن درست بوده است؟ شاید فکر کنیم که این رساله به درد علما نمی خورده است، در این حالت سوال اینجاست که به درد چه کسی می خورده است! مگر کسی که از منطق فلسفه ارسطو و افلاطون نمی داند می تواند فلسفه جدید را بفهمد و مگر کسی در آن زمان درس نوشتن و خواندن را در جایی غیر از مکتب فرا گرفته بود؟ادامه این بحث به این سوال می رسد که چرا مدرنیته در غرب رخداد و به این سوال که ما برای پیشرفت چکار باید بکنیم آیا می توانیم از غرب نسخه برداری کنیم؟  در حالیکه در غرب متولی مدرنیته سیاسیون نبوده اند در ایران سیاسیون و مصادر امور به دنبال مدرن سازی ایران بوده اند و در این آخرین تلاش که به دنیال الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت هستند می خواهند روش تولید علم را فرا بگیرند و نه خود علم را به این سبب دانشی خودی بسازند.

مشابه این مسائل هم برای محیط های انسان ساخت به وقوع پیوست، شمس العماره خود کپی شده ساختمان های زیبای فرنگ بود اما ساخت آن تزئینات آن و حتی موقعیت آن بیشتر مانند کولاژی به معنا بود.  مسئله مشابه در ماجرای ترجمه رساله دکارت و ساختمال شمس العماره توانایی ما، درک ما و وضعیت ما در آن شرایط بود، در واقع بیشتر از آنچه مسئله ما پیشرفت غرب باشد مسئله عدم امکان پیشرفت خودمان بود، اگر بخواهیم مسئله معماری را در سایه مواجه ما با غرب ببینیم در نهایت به راه حلی مگر آن کولاژ و آن رد کردن نمی رسیم، راه حلی ساده که می توان به اسد آبادی نسبت داد بعد از چندین سال هنوز هیچ جواب شایسته ای نداده نمی توان از غرب خوبی هایش را برداشت و بدی هایش را رها کرد اصلا نمی توان از غرب چیزی برداشت مگر آنکه مانند انها شویم پس خوب و بد معنایی ندارد!به نظر می آید نحوه طرح مسئله و تحلیل وضعیت بیش از آنچه متضمن نتیجه باشد به دنبال یک روایت خوب از آنچه گذشته است می باشد، با چنین طرح مسئله ای محال است به نوعی الگوی ایرانی اسلامی شهرسازی جدید برسیم،

به نظر من مهمترین کاری که می توان کرد و می توانست صورت بگیرد نقد خود بود، اینکه حکمت متعالیه صدرا خانه آخر تفکر باشد یا لااقل برای چهارصد سال فقط تدریس شود و حاشیه نویسی شود خود نشان نابودی تفکر و تمدن است اما آیا ایراد از ملاصدرا بوده است که رساله ای قوی و کمتر قابل انکار نوشته ؟ به نظر نه! به نظر می رسد تسلط ذهنیات بر عینیات یکی از دلایل  تحقق شرایط ضعف بوده است، اما از آن گذشته این تسلط از کجا آمده بود؟ به نظر می آید تا حدود زیادی به دلیل نوع برداشت علما از اسلام بوده است که هرچه بوده  با برداشت این سینا و جابربن حیان و رازی تفاوت داشته هر چند شاگردی ابن سینا برای تمام آنها مفروض است...

اما برای حال چه می توان کرد؟ چگونه می توان خود را نقد کرد؟ قطعا راه حلی مطمئن وجود ندارد اما می توان برای شروع دانش آنها را داشت اما به نقد خود پرداخت، و برای شروع بد نیست که به دیگر روش های طرح مسئله نابسامانی ها هم ارزش داد. با این روش اگر بخواهیم به تدوین کتابی برای طرح مسئله کنونی معماری و شهرسازی بپردازیم ابتدا به نابسامانی های کنونی خواهیم پرداخت به چیستی این نابسامانی ها و نحوه ادراک ما نسبت به آن و ریشه یابی این مسائل نه اینکه از تاریخچه قاجاریه شروع کنیم و روایت مکرر را تکرار کنیم....


/ 2 نظر / 8 بازدید
آزادی

سلام.انجمن علمی داشگاه همایشی تحت عنوان مدیریت و برنامه ریزی مشارکتی شهر تهران در 21 خرداد در دانشگاه شهید بهشتی برگزار می کند برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ سر بزنید ممنون

آزادی

سلام.انجمن علمی داشگاه همایشی تحت عنوان مدیریت و برنامه ریزی مشارکتی شهر تهران در 21 خرداد در دانشگاه شهید بهشتی برگزار می کند برای اطلاعات بیشتر به وبلاگ سر بزنید ممنون