مشکل زبانی شهرسازی


نوشتن به و برای زبانی که مشکل دارد کاری مشکل است(!) چرا که در قدم اول مفاهیم تعریف مشترکی ندارند، امروزه در میان کسانی که با ادبیات مربوط به شهرسازی ارتباط دارند ابهام در مفاهیم ومصادیق امری کاملا شناخته شده است، از مفاهیم  کاملا کلی مانند طراحی شهری برنامه ریزی شهری شهرسازی گرفته تا مفاهیم دقیقتری مانند عرصه های عمومی، میراث فرهنگی و ... اگر مسئله تا همین جا بود مشکل مشکل زبانی نبود و با تعریف مفاهیم در ابتدای بحث امکان داشت به هدف رسید اما ادعای این نوشته اینست که مشکل زبانی این حیطه فراتر از تعاریف مفاهیم است.

مشکل زبانی این حیطه گیجی است ! برخی به پیروی از آن فیلسوف آلمانی زبان را خانه وجود می پندارند و به هرمنوتیک دست می زنند این عده معمولا به پیروی از شاگرد فرانسوی آن فیلسوف به دنبال تطبیق هستند اما بر خلاف توصیه های همو که داد و ناله برآورد که ملاصدرا اگزیستانسیالیست نیست بسیار زیاده روی کرده اند و آسمانهایی را به ریسمان دوخته اند عجیب!  قیاس مدام با هدف تطبیق در مطالعات تاریخی خیلی رواج دارد که گذشته از ضربه زدن به اصالت مفاهیم ایرانی، رفته رفته ما را از گذشته مان بیگانه می کند.در این جریان فکری مشکل ترجمه مفاهیم جدی است گویی بر خلاف آن کار که فارابی کرد و فلسفه را ایرانیزه کرد اینبار به همت اینان زبان دارد از نظر محتوایی تغییر می کند.

مشکل زبانی این حیطه گیجی است وقتی که زبان ادبیاتی و شاعرانه برای درک تاریخی شهر و در بینابین نگاه اقتصادی و اجتماعی استفاده می شود مشکل زبانی خود را نشان می دهد. متون شهرسازی نیازی به تشبیه ندارند استفاده از تشبیه مثلا در مقاله ای از آقای گلکار که تاریخچه طراحی شهری را با زندگی انسان مقایسه کرده است (که تماما تشبیه است و از مقایسه در آن مقاله خبری نیست) و برای طراحی شهری سن نوجوانی و بلوغ و اینها در نظر گرفته یک اشتباه تکنیکی و کوچک است اما مشکل زبانی فراتر از اینگونه اشتباهات است مشکل اینست نقش و کارکرد این ادبیات، عملا تعریفی معین ندارد که این به معنای ابهام است.

ادبیات طراحی شهری در زبان انگلیسی هم ادبیان عامیانه دارد مانند کتاب جیکوبز و لینچ و هم ادبیات تخصصی دارد مانند کتاب کالن اما وقتی این متون به فارسی ترجمه می شوند محتوای اصلی خود، نقش کارکردی خود را از دست می دهند و همه کتاب ها با زبان تخصصی تعریف می شوند! از طرف دیگر برخی این ادبیات را به سمت عرفانی شدن پیش می برند و برخی متاسفانه در پیروی از یک سنت زشت و احمقانه سعی در سخت گویی و سخت نویسی دارند که جهل را پشت نقابی از دانایی پنهان کنند.

زبان ادبیات شهرسازی ایران در میان سنت تاریخی و ادبی ایران زمین از طرفی و ترجمه دانشی کارکردی از طرف دیگر به زبانی پر ابهام تبدیل شده است، به نظر من برای نجات ازین معضل که توانایی خنثی کردن بسیاری تلاش ها را دارد باید کاری کرد.

/ 2 نظر / 14 بازدید
علیرضا

این زبان برای پختگی و صیقلی شدن نیاز به گفتگو دارد. اگر بزرگان این حوزه نیز صادقانه به این موضوع معتقد باشند باید باب گفتگو و همفکری را در هر قالبی سخاوتمندانه باز کنند. این گفتگو هم باید در حوزه واقعیات و محصولات شهرسازی بومی صورت گیرد .

دکتر علیرضا شیخ الاسلامی

فراخوان مقاله دانشگاه آزاد اسلامي واحد بروجرد-گروه جغرافيا و برنامه ريزي شهري فصل نامه جغرافيايي «چشم انداز زاگرس» استاد و محقق ارجمند و گرامي: با سلام و احترام فصلنامه جغرافيايي «چشم انداز زاگرس»در زمينه ها و موضوعات جغرافيا و برنامه ريزي شهري منطقه اي مقاله هاي علمي و پژوهشي را با رعايت ضوابط و اصول جاري نشريه به زبان فارسي چاپ و منتشر مي نمايد. محورهاي مورد پذيرش: مطالعات شهري و منطقه اي،توان هاي محيطي و برنامه ريزي شهري،آب وهوا و شهر،ميكروكليماتولوژي،كاربري اراضي شهري،هيدرولوژي شهري ،ژئومورفولوژي شهري،آمايش منطقه اي و شهر و برنامه ريزي شهري،برنامه ريزي مسكن،توسعه فيزيكي شهرها و شهرهاي جديد،بافت هاي شهري،مكان يابي شهرهاي جديد و شهرك ها،محله هاي حاشيه نشين،عدالت اجتماعي و شهر و خدمات شهري ،حمل و نقل شهري،فضاي سبز شهري و پارك ها،محيط زيست شهري و محله ها،گذران اوقات فراغت و گردشگري و شهروندان،اكولوژي اجتماعي شهر و محله هاي شهري،حقوق و قوانين شهري،طرح هاي توسعه نواحي شهري،شهرها و آينده شهري و ساير موضوعات مرتبط در حوزه ي علوم جغرافيايي و مباحث وابسته به آن علاقمندان مي