فاجعه(حرمات)

اهمیت حریم و حرمت اشیا،اشخاص،مفاهیم و رفتارها به شدت تحت تاثیر گسستهای حاکم بر جامعه از دیروز کمرنگتر شده چون اهمیت تاریخ و حرمت آن ! از حریم خصوصی افراد گرفته تا حریم حسینیه ها و حریم میدان نقش جهان و ارک علیشاهی و تنباکو! (آری در تواریخ نقل شده آنهنگام که حکم حرمت تنباکو صادر شد حتی معتادان به قلیان به حکم احترام که به علما داشتند لب به قلیان نزدند) اما الان روزگار حریم و حرمت و احترام شکنی است،از حرمت حرمین مقدس تا احترام پیغمبر و سفارت کشورهاو... چندی پیش گزارش تحقیقی بیانگر میل روز افزون جوانان به عرفان خالی از شریعت بود.به نظر درست می آید! ما شانمان را هم شکستیم.اما امروز از دولت چه انتظاری هست که حریم فضایی ارک علیشاهی را حفظ کند یا از رئیس جمهور که آبرو داری کند؟! در قدیم الایمام چاههای آب و زمین های کشاورزی و شخصی دارای حرمت اعتقادی و عملی بودند اما امروز جان ما سپر بلای آرزوهای دولتمردان شده...
صحبت از همین نیروگاهها و انرژی پر دردسر هسته ای است. طبق ضوابط باید تا 30 کیلومتر در اطراف این نیروگاهها هیچ تراکم مسکونی نباشد،علتش هم قبل از چرنوبیل و هم بعد از آن بر همه واضح و مبرهن بوده است،اما لا اقل دو نیروگاه بوشهر و اراک در چند(حدود5) کیلومتری محدودخ مسکونی پر تراکم قرار دارد،گذشته از اینکه خود نیروگاه خطرناک است و احتمال انفجار و نشت همیشه وجود دارد در مملکتی که همیشه این بناهای نیمه کاره و پر خرج در تهدید حملات دشمنان قرار داشته است این جان مردمان و ترس از بزرگ بودن فاجعه است که از نظر سیاسیون حافظ امنیت نظامی این نیروگاهها در برابر دشمن است... نیروگاههای که سالیان سال است دیگر ساخته نمی شوند(به خاطر داشته باشید که چه سالی آغاز به عملیات کردند و چند پیمانکار عوض شد،دیگر حتی شکل ساختمان نسل جدید نیروگاهها تغییر کرده)و امروزه در اروپا یکی پس از دیگری جای خود را به نیروگاههای مطمئن تر میدهند با تمسک به حضور مردم در صحنه ساخته می شوند و با جان آنان حفظ،عجب مردم گرایی بر پاشده!
شهرک مهاجران در اراک و شهرک نیرو دریایی در بوشهر...عجب آهی در دل دارم،همان کم خردی که در بم باز هم امتحان پس داد و حسرت به دل نشاند و ... فراموش شد!
این ارابه آقابالاسرهاست که با آنچنان سرعتی به پیش می تازد که صدای شکسته شدن حریم هارا نمیشنود و از طرفی خوابهای فاوستی آنچنان فاوستها را مست و مدهوش کرده که فراموش کردند خودشان هم حرمتی دارند،و در آرمانی ترین حالت در سرزمینی که همواره نظام نابود کردن گذشته حاکم بوده...پایان متفاوتی تخواهند داشت....

/ 22 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احسان

از انجا که شما فردی تحصيل کرده و آشنا به اجتماع هستيد (با توجه به پست های وبلاگتان). قاعدتآ باجامعه ی همسایه ی غربی ايران، عراق آشنايی داريد. جامعه ای شکننده، متشکل از چند قومیت و بافت متفاوت که چشم دیدن هم را ندارند (شیعه، سنی، کرد) که با سياست وقت انگلیس و برای پیش برد اهداف این کشور در جهت تنزل قدرت عثمانی، تشکيل شد. اين قوميت ها آنچنان متزلزل و بالقوه ی پاشيدگی هستند که هر کدام از ايشان به دولتهای خارجی پناهنده شده اند (شيعه به ايران، سنی به کشورهای حاشيه ی خليج هميشه فارس و کرد ها هم به غرب). با وجود اين شکنندگی و از هم گسيختگی و در درجه ی بالاتر، با وجود آمادگی اکثريت مردم عراق برای نابودی صدام از طريق حمله ی نظامی، اما اين جنگ ۲۰ روز (در ظاهر و ۳ سال در باطن!) به طول انجاميد و آنچه مطلوب بود به دست نيامد، پس شما چگونه با اطمينان خبر از تاب نياوردن ايران در جنگ نظامی می گوييد (در خواندن تاريخ ايران از جانب شما شک کرده ام!).

احسان

!). دوست عزيز آقای خاتمی بسيار عزيز و محترم هستند، اما اگر روند مسامحه ی ايشان آنچنان که بود، ادامه می يافت امروزه دوباره شاهد تابلو های «ورود سگ و ايرانی ممنوع» بوديم. دولت پذيری با تساهل با دشمن زيرک به دست نمی آيد. متأسفانه امروزه شاهديم که تعدادی از مردم از تحمل فشار گريزانند، اما نمی دانند که حق را به کسی نمی دهند بلکه، حق را می گيرند. اگر امروز از جامعه ی «دولت پذير» امريکا الگو می گيريم، آيا به ۴۰۰ سال تحمل درد و رنج و تحمل فشار ايشان گوشه چشمی داريم؟!. از مصابحت با شما خرسندم، من وبلاگ ندارم ولی هميشه در وبلاگ «هلوع» کامنت می گزارم و به قولی پایگاه من آنجاست، اگر تذکری داشتین ایمیلم نوشته شده است . http://haloa.persianblog.ir/

هومن

عراق در سی سال پیش کشوری متحد و پیشرفته بود،عراق حتی در سالهای آخر حکومت قبلی شاهد گسستهای اجتماعی مشایه ما نبود و اساسا هیچ دلیلی برای مقایسه دو همسایه نداریم، از طرفی! همه داد من تو اون کامنت بی ارزش بودن صلاحها جلو مردم بود و منم به عنوان یک ایرانی می خواستم بگم نکه حکومت ما این نکت را فرلموش کرده،من هم البته از اینکه با کسی نظرها رو تبادل و تعدیل کنم بسیار خرسندم اما دوست دارم باز هم از دولت پذیر نبودن ایران و ریشه فرهنگی آن البته بر خلاف نظر شما به خاطر فشارهای اجتماعی اشاره کنم(رجوع کنید لینک دکتر فکوهی) به نظر می آید اگر مردم در این حد از انفعال نبودند دو فرایند ملت سازی و دولت سازی به نتایج با ارزشی میرسید

هومن

بنده به هیچ وجه بحث نگاه سیاسی ندارم و دوست دارم ریشه یابی فرهنگی_اجتماعی را مد نظر قرار بدم

احسان

مطمئن باشید در این رزمایش اخیر (حداقل در این یکی) ایران هیچگونه به رخ کشی سلاح را برای مردم، به نمایش نگذاشت، چرا که به رخ کشیدن آنها برای کشورهای دیگر بسیار بدرد بخورتر بود تا مردم، چرا که جامعه ی امروز ایران روزهای اتحاد را پشت سر می گزارد و احتیاجی به اینگونه مانورها ندارد (گرچه به نظر شما از هم گسیختگی آن از عراق هم فراتر رفته است!!!)، اتحادی که در طول تاریخ در مواقع بحرانی مثل امروز، نشاندهنده ی غیرت ایرانی بوده و این ملت را در باتلاق کم عمقتری (حداقل!) فرو برده است.

احسان

در مورد عراق هم، بسی جای تردید دارد نمی دانم با کدام اطلاعات قبلی! عراق را در چندین سال گذشته، کشوری " پیشرفته و متحد" معرفی می کنید که حتی شاهد "گسستهای اجتماعی" شبیه به ایران!!! نبوده است. در این نکته جای تردید نداشته باشید چرا که در اعتبار آن جای هیچ تردیدی نیست که عراق ملتی شکننده بوده و هستند، اگر زمان خلفای عباسی و... را ذکر می کنید که اصلآ عراقی موجود نبود، چرا که آنروز حکومتی یک پارچه بر منطقه حکم فرما بود و در آن روز از نظر علمی، عراق امروزی به لطف دانشمندان شیعی خود بسیار پیشرفته بود، ولی امروز 1000 سال بعد است، به امروز بیایید و امروز عراق را ببینید که با انداختن یک چوب کبریت در بغداد، شعله های آتش جنگ فرقه ای سر به آسمان می کشد. (گرچه حکومت های یک پارچه و وملت قدرتمند 1000 سال پیش هم بیشترین ضربه را از همین جمعیت امروزی عراق خوردند!!!)

احسان

راستی کاشکی می شد شما هم مثل بقيه ی وبلاگ ها اين جمله را در وبلاگت ثبت کنی.... منظورم این شعاره که بجای آدرسم نوشتم

احسان

ببخشيد جمله ی قبليم ، توی کلمه ی «وسترن» اشتباه تایپی داشت که الان درست شد

سايه

هومن عزيز، سلام! باز هم ممنون كه سر زدي. من اشتباهي تو نظر قبليم آدرس اون يكي وبلاگم رو كه هنوز تكميل نشده، بهت دادم. ببخشيد. و شما هم لطف كردي و اونجا برام نظر گذاشتي. خوب ...! در مورد شهرسازي من سررشته‌اي ندارم ولي مي‌دونم كه هيچ اصولي در اين مملكت رعايت نمي‌شه و هيچ چيزي مديريت درست نداره. بازم بهم سر بزن مهربون شاد باشي

سايه

راستي! به نظر من وبلاگ يك حريم خصوصي ولي آزاده، يعني هر كي هر چي دلش بخواد مي‌تونه بنويسه، و هرچي تو دلشه روي اين صفحه مجازي پياده كنه، حتي اگر مخالف عقايد عمومي باشه! اما از نظر من مطالب اين سايت جالبه و قدرت تفكر نويسنده‌اش رو نشون مي‌ده. پس گله نكنيد كه سياسي نوشته شده، يا مخالف نظر و عقيده شماست! موفق باشي هومن جان