جنسیت فضایی 2

این درست است که این بحث کاملا وسیع است اما چه باک که در مورد موضوعات وسیع هم گاهی بیاندیشیم و خلاصه با هم گفتگو کنیم ؟ این بحث البته شرایط متفاوتی مثلا در جامعه مصر باستان و یا جوامع کوچک زن سالار دارد اما شرایط مدرن امروزی تقریبا جهانیست و می توان از استثنا چشم پوشی کرد ( البته شرق استثنا نیست بخشی از مسئله است )

با آغاز دوره مدرن و کم رنگ شدن سنت های پوشش سنتی رفته رفته ظاهر پوشش زنان شباهت به مردان پیدا کرد و بالعکس اما از این موضوع نمی توان نتیجه گرفت که مدرنیته جنسیت را کمرنگ کرده . کتاب تاریخ جنسیت فوکو به خوبی بیانگر این مطلب است که مدرنیته چگونه از جنسیت به عنوان یک ابزار برای اعمال قدرت استفاده می کند. در اینجا مفهوم جنسیت کمی متفاوت از صرف مونث و مذکر بودن است و به صفات آن نیز باز می گردد.

اما شهر های مدرن و بخصوص صنعتی را می توان تا حدودی ضد جنسیت نامید چه زن ها و مرد ها در آن برابر دیده شده اند و این نا دیده گرفتن خصوصیات انسانیست. البته غرابز یا این تحول شکل دیگری به خود گرفتند و در این شکل با توجه به شرایط انحرافات سنگینی پیدا کردند. مثلا جریان فمنیستی از این ماجرا جدا نیست و از آفات آن هم ! این استدلال که در سیستم شهری امروز و در فضای شهری مدرن امکان بالقوه تجربه جنسی با تعداد نا محدود وجود دارد فضا را دارای محتوای مردانه می کند  و حجم انحرافات  ( که نیک می دانید می تواند صرفا یک نگاه باشد ) بخصوص در شهرهای صنعتی و آمریکایی ( ماشین محور )  که به هر حال مطلوب نظر نیست و در رمان های فمنبست ها ( چون رمان خیلی به عنوان ابزار مورد استفاده شان است ) بهانه ایست که آن ها را ضد شهر بنامند ( این نام گذاری هم تا حدودی مردا نه است )... اما با این اعتزاضات مسئله فقط جابجا می شود و اساسا نابود نمی شود. به نظر می آید شهر، ضد انسانی  و ضد جنسیتی است اگر به مسئله ضد جنسیتی بپردازیم و انسانیت را در نظر نگیریم نمی توانیم مسئله را حل کنیم. تهران همین است !

اینکه آمار انحرافات در تهران بالاست و بالاتر هم می رود نشان مردانه و زنانه بودن نیست بلکه نشان ابزار شدن جنسیت برای تسلط نوع خاصی ار فرهنگ است که جنسیت ها هم نقش خود را در این پروسه بازی می کنند.

افسار گسیختگی تهران آن را شبیه مردان امروز (!!) می کند و ابتذال آن مارا یاد برخی از زنان می اندازد آمار انحرافات بر سر مردان خراب می شود و پوشش بر سر زنان ! خوب به نظر شما این چه جنسیتی است !!

تهران قدیم ( شاید قاجار ) با آسمان آبی و امتداد رو به کوهش با باغ ها و در عین حال نو آوری های معجزه گو نه اش ( که عمدتا سوغات غرب بوده ) با میدان ها و پوشش سبک زنانش . با بی بند و باری های تحمیل شده اش که نوعی فیلم بازی کردن برای مردمانش بوده ... احتمالا یک دختر زیبا باشد. دختری که با فسونگری در دل این کشو نشست و تمام شهر ها را مسخ کرد. همه به دنبال او از راه رفتن خود ایستادند. و اما رفته رفته این افسون کار خود را کرد...

البته در تهران امروز اگر عادلانه بحث کنیم باید از اجبار حجاب هم حرف بزنیم و اجبار نوع خاصی از ارتباط در ملا عام! که هم محدود است و هم امکان نو آوری می دهد !! مصونیت محدودیت تحقیر تهییج وظلم و ... نمی دانم! اصلا مسئله اینها نیست

بارها شنیده ایم که انسانیت را جدا از جنسیت تقسیم بندی می کنند . خوب شاید مراتطبی از انسیانیت جنسیتی نداشته باشد اما در دنیا و آخرت که گویا اینجور نیست! در ضمن این استدلال امروز جایی به کار می رود که خود در جربان ابزار کردن بیش از پیش جنسیت است.... فکر کنم از این نشانه ها زیاد باشد. بهنر است تا اوضاع وخیم نشده این بحث را عوض کنم !

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سايه

(ادامه) همهء عرصه‌ها از هم تفكيك شده‌اند. تفريح‌ا، بعد از اتمام كار، نه با دوستان و خانواده و محفلهاي صميمي، كه در بارها و ديسكوها! مشروبات و مسكرات براي فراموش كردن و از سر بيرون راندنِ خسته‌گي و شلوغي يك زند‌گي خشك و بي‌روح! موسيقي تند و پرتحرك و خشن براي اجازه ندادن به فكر، براي به ياد نياوردن! و باز فردا، كار و تكنيك و تخصص و ادامهء يك زنده‌گي ماشيني! عشق و محبت در سكس خلاصه مي‌شود، فراغت در در فراموشي و زنده‌گي در كار. نه تجربهء عميق دوستي، نه جمع‌هاي گرم خانواده‌گي، نه حس نوستالژي، نه آرامش و طمأنينه، و نه فراغت براي تأملي در خود و در آن‌چه اصل زنده‌گي بايد باشد. البته فقط اندكي از اين مدرنيته در تهران هم ديده مي شود كه در واقع دستمايه اي براي ابراز مدرن بودن است...

سايه

سلام دوست خوبِ كم پيدا ! راستش تصويري كه من از مدرنيته شهري در ذهن دارم، تصويري است از شهرهاي مدرن اروپايي و آمريكايي، با آسمان‌خراشهاي سر به فلك كشيده، خيابانهاي عريض با پلهاي چند طبقه كه چپ و راست از روي هم مي‌گذرند و ماشينهاي آخرين مدل كه مانند موجوداتي بي‌احساس، بي‌توجه به اطراف، با سرعتهاي سرسام‌آور در آنها درحركتند. مردم صبح ِ علي‌الطلوع با عجله آماده مي‌شوند تا سر كار بروند. در پياده‌روها، آدمها جدي و بي‌حوصله راه مي‌روند و فقط به جلوي پاي خود توجه دارند. كسي را با كسي كاري نيست. فقط كار و حرفه، دنياي مكانيكي ِ تخصصي شده، انسانهاي تك‌ساحتي _ هر كس تخصص خودش را دارد، سرش به كار خودش است، و فقط حرف همكار خودش را مي‌فهمد. صبح تا شب كار، تفريحي هم اگر هست، خط‌كشي شده و در جايگاه خود....

سايه

(ادامه) در واقع شهر مدرن از شهروندان مدرن تشكيل شده... شهرونداني كه تكنولوژي را با گوشت و پوست خود درك كرده اند و پياده مي كنند. ادعاي مدرنيزم بودن را فقط با تقليد برخي نكات ظاهري كشورهاي و شهرهاي مدرن نمي توان داشت. مثل همان ناديده گرفتن تفاوت جنسيتي كه شما اشاره كرديد. منتها با ديد فمينيستي كه بنده دارم !! البته در يكي دو نقطهء ايران تلاشهايي براي دستيابي به شهر مدرنيته صورت گرفته كه بد نيست در اين زمينه به شهر جديد بم اشاره كنم. مي‌توان گفت شهر جديد بم اولين شهر مدرن و الكترونيكي ايران خواهد بود و تمام بخشها و قسمتهاي شهر به راحتي با هم ارتباط برقرار خواهند كرد. شما هم انقدر كم لطف نباشيد

با عرض پوزش اگه.... گرچه جاش اینجا نیست... وحدت وجود و ترانه موجودات ؟ نظر بدین؟ پس چرا یادداشت مورد نظر پیدا نمیشه؟ البته اگر مایلید جواب بدین!

دانش يار

سلام ..به کمک زهراامير ابراهيمی بياييد . با انتشار دفاعياتش.به وب من سر بزنيد.

فرهاد

سنگ بد گوهر اگر كاسه ي زرين بشكست ......قيمت سنگ ، نيفزايد و زر ، كم نشود با هم دست به دست دهيم تا ................ اگر موافقي امضا کن و به ديگران معرفي کن.

شفق

نه انسانيت جدا از جنسيت نيست اين مرز بندی ها رو بايد پذيرفت.

اميرعلی سيسی

اگر مرد و زن رو به منطق و احساس تشبيه کنيم تهران نه منطقی درونش ديده ميشه و نه احساسی ! يک شهر خنثی !‌ شهری که هنوز هويت خودش رو نميدونه !‌ شهريه که تو يه دریای بی هويتی افتاده و دست و پا ميزنه تا به يک ساحلی برسه !‌ هنوز با خودش درگيره !‌ گاهی اين وری ميره گاهی اونوری !