چالش مکتب   

اندیشه سیاسی و نظریه سیاسی از لوازم مدیریت شهری است تا جایی که بدون نظریه سیاسی امکان تبیین نظریه جدید مدیریت شهری  ممتنع است، این اندیشه سیاسی گاهی ذیل فلسفه قرار میگیرد ( مانند اندیشه سیاسی در فلسفه فارابی و افلاطون) و گاهی ذیل فقه ( مانند نظر غالب سنی ها در مورد خلافت و نظریه ولایت فقیه) و گاهی ذیل اندیشه اساطیری باستان ( مانند اندیشه های ایرانشهری، البته در این مورد نه از حیثیت اساطیری بلکه از جهت اینکه اساسا در آن متن تفسیر پذیر است) و البته در بسیاری از موارد ممکن است این نظریه اختلاطی باید (مانند نظر دوانی) اما سوال اینجاست که چرا از ادبیات و متن عرفانی برای نظریه سیاسی هیچگاه استفاده نشده است ؟ ( البته نجم الدین رازی و دوانی اشاراتی داخل امر اندیشه سیاسی دارند اما این دو مثال نافی امتناع ادبیات عرفانی از تدوین اندیشه سیاسی نیست) شاید به نظر حکومت صفویان به دلیل اتکا به مفهوم مرشد کامل نظریه ای عرفانی باشد اما باید توجه داشت حکومت صفویان ابتدا بدون نظریه وارد عمل شد و سپس در دوران زوال به توجیه آنچه هست پرداخت. حکومت صفوی تفسیری صوفی مآبانه از تشیع است که لاجرم برای تحکیم مبانی خود با اندیشه سیاسی خلافت و سلطنت مطلقه جمع شده است."در دوران فرمانورایی پادشاهان صفوی، از دیدگاه تاریخ اندیشه سیاسی در ایران ، حادثه مهمی اتفاق نیافتاد. پادشاهان صفوی خود داعیه " مرشد کاملی" داشتند و "وارثان خلافت مرتضوی" و "دودمان امامت مکان" را نه نیازی به نظریه پرداز سیاسی بود و نه در شرایط تجدید خلافت پرداختن به اندیشه سیاسی می توانست ممکن گردد"

درست است که  در همین دوران واپسین تظاهر نور تفکر فلسفی به سان جرقه ای درخشید و تا مدتها خاموش شد اما چیزی که هرگز به صورت جدی مطرح نبوده است نظریه عرفانی برای حکومت صفوی است ،دوران دوم صفویه که صوفی ستیزی باب شد و تا مشروطه ادامه داشت هم نشانه ای در تایید این مطلب است. در هر حال اگر در مکتب اصفهان به دنبال آرمانشهر عرفانی فرهنگ ایران بگردیم که خود را حاصل جمع بندی دوران گذشته می داند سخت در اشتباه هستیم، بی توجهی  نبود اندیشه و پرداختن به ادعا ( مرشد کامل بودن ) برای مطرح کردن تز آرمانشهر عرفانی و شهر شعر و... لازم بوده است  اما همین تعارض پای این مکتب را برای پیش رفتن می بندد. توضیح اینکه  وقتی هانری کربن از مکتب اصفهان سخن به میان آورد نظر به آینده و تحقق دوباره درخشش فلسفه( منشا اثر شدن ) در دنیای امروز داشت اما جعل مکتب اصفهان در شهرسازی تا به حال فقط نظر به گذشته داشته و ازین رو با مبانی خود در تعارض است ، بخصوص اینکه عنوان حکومت ملی برای دوران صفوی به شدت به چالش کشیده شده است. تعارض مهمتر بی توجهی به اندیشه سیاسی صفویان است ، این بی توجهی به نبود اندیشه و پرداختن به ادعا ( مرشد کامل بودن ) برای مطرح کردن تز آرمانشهر عرفانی و شهر شعر و... لازم بوده است

لینک
شنبه ٥ خرداد ۱۳۸٦ - هومن فروغمند اعرابی