انسانهایی به رنگ خاکستری !   

این روزها خیلی به همشهریانم فکر می کنم. "بیچاره ما که بی گناه درگیر این همه سختی شدیم" این جمله خیلی برام سنگین بود. شاید اگر یک استاد تاریخ و یا یک جامعه شناس بود می گفت ما در مرحله ای از تحول تاریخی قرار داریم و این جور سختی ها لازمه این تحوله و فردا نیکوست، نکته اینجاست که ما در متولد شدن خودمان هیچ نقشی نداشتیم ! و حالا هم اگر سختی می کشیم به خاطر پدرانمان و کوتاهی آنهاست! و یا اگر یک مبلغ دینی بود می گفت همین نعمات که خدا به ما عطا کرده را شکر نکردیم ( مگر پدرانمان کردند؟ اگر آنان شکر می کردند که وضع خوب بود!!) ویا شاید بگویند تو خودت را نگاه کن به بقیه چکار داری... مشکل مالی، دغدغه آزادی، ناخوشی از دوگانگی ارزش ها و ظاهرسازی ها ، نیاز به امنیت و .... حتما کمبودهای کاملا اساسی هستند که می توانند خیلی ها را به زمین بزنند، اما به نظر نمی آید که مهمترین کمبود ما از این جنس باشد. من نمی خواهم در مورد خوشبختی و احساس شادی صحبت کنم. اما تمدنی که آرزو و آرمان نداشته باشد جز راه نابودی انتخابی ندارد و فردی که امید نداشته باشد جز احساس خاکستری احساسی ندارد،( به چند دلیل می گویم احساس خاکستری اولا اینکه از سوختن آرزوها و دشت ها و قصر های رویایی حاصل شده و دوما چون نه سفید و نه سیاه است! نه رنگ و بوی نا امیدی و افسردگی تام دارد و نه لباس سفید بخت بر تن دارد، این احساس خاکستری شاید از ترکیب و شاید از نابودی و شاید هم از تغییر سریع رنگ ها و ارزش ها در ذهن ما و در حقیقت ما به وجود آمده باشد) احساس خاکستری سرها را به زیر می اندازد و بحث را بی پایان رها می کند، عشق ها را تباه می کند و در هیچ موقعیتی یادآوری متضاد خود را فرا موش نمیکند ( ضد حال ! ). در این احساس فرد انقلابی هرگز پدید نمی آید و تفاوت ها در دیاری که اساسا ارزش نیست میان افراد رخ می دهد... به نظر شما این احساس خاکستری وجود دارد ؟ از طرفی پدران ما هرچند کوتاهی کرده باشند دلیل بر کوتاهی ما نمی شود و از طرف دیگر تمامی مشکلات لاینحل می نماید، شاید این شرایط خوبی برای رشد اینگونه احساسات باشد... نمی گویم این حس بدترین مشکل ماست اتفاقا به نظرم هوشمندانه ترین انتخاب در این شرایط بوده است، من بر خلاف بسیاری از بزرگترها نسل جوان یعنی خودمان را نا امید و افسرده ( سیاه) نمی بینم، شاید این حس حالت تعلیقی پدید آورد تا افراد خود سازی کنند و خود را برای مبارزه ای طولانی آماده کنند. به نظرم همچین حسی نوعی راز و مزی است که بزرگترهای ما برای درک آن مهیا نیستند.
لینک
شنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٦ - هومن فروغمند اعرابی