انسانگرایی، جایی که در آن توقف می کنیم: طبیعت و انسان   

فعلا تا جایی که جواب بده در مورد انسانگرایی بحث می کنیم! ایندفه نقل قولی را می آورم در مورد تفسیر انسان و رابطه آن با طبیعت . بعد از خواندن این متن می توان این پرسش را مطرح کرد که فاصله میان این نگرش و نگرشی که بشر خود را ناجی طبیعت می داند ( نگرشی که در توسعه پایدار کاملا جدی مطرح است ) چقدر است !
این پرسشی است که بیشتر از همه برای آنان که توسعه پایدار را با مبانی اسلامی و فرهنگی ما مطابق می کنند مطرح است..( راستی فردا هم روز طبیعت است ! )

"......وجود مبارک رسول خدا برابر کوه احد می فرماید : "هذا احد جبل یحبنا و نحبه " ( بحارانوار ج 21 ص 248 ) یعنی سلسله جبال دوست ما هستند و ما هم دوست آنهاییم، چون احد مثالی بیش نیست و این سخن به آن کوه اختصاص ندارد. قهرا در پرتو چنین معرفتی، محیط زیست و زیست محیطی معنی می یابد و چنین انسانی نه دریا را آلوده می کند و نه صحرا و کوه را از بین می برد : " ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسب ایدی الناس "( روم آیه 41 ) ، یعنی تبهکارانند که خشکیها و دریاها را آلوده ساخته اند.

فرموده پیامبر که :یکی از دوستان ما کوه احد است "  یعنی ما باید از آن بهره های صحیح ببریم : از آن خاک میگیریم و سنگ می تراشیم و اگر معدنی دارد، در اختیار ما قرار می دهد. درخت هم همینگونه است...

اگر این هماهنگی و همنوایی حاصل شود فساد نه دریا و نه در صحرا پیدا می شود و هرگز دانش هسته ای برای ساخت بمب اتم صرف نمی شود و جهان سوم به این صورت در نمی آید که بیشتر انسانها زیر خط فقر زندگی کنند. همه نابرابری ها و نا هماهنگی ها بر اثر آن است که هوامداران، عقل را زنجیز کرده اند و انسان را درست تفسیر نکرده اند: " و کم من عقل اسیر تحت هوی امیر "( نهج البلاغه حکمت 211) اگر کسی خویش را درست تفسیر کند و بشناسد، مانند " خلیفه الله " با مهربانی با جامعه سخن می گوید و نیر کوه را از دوستان خود می خواند و هیچ گاه محیط زیست را آلوده نمی کند و مصداق آیه " قالت ان الملوک اذا دخلو قریه افسدوها و جعلو اعزه اهلها اذله "( سوره نمل آیه 34) نمی شود و آن گونه نمی گردد که طبق بیان علی ابن ابی طالب به هر جا بنگرید ، فقر غوغا کند( نهج البلاغه خطبه 129 )....."



لینک
یکشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٦ - هومن فروغمند اعرابی