ادامه پروژه فکری ...   

از کتاب در جستجوی امر قدسی دکتر سید حسین نصر :

میدانید که معماری تصادفی نیست بلکه همواره بازتابنده  فلسفه مکان ، حرکت ، حیات ، حضور و نور است و بر روح آدمی تاثیر می کذارد. معماری جنان که برخی می پندارند ماشینی نیست که در آن زندگی می کنیم بلکه بر درون مما تاثیر می گذارد. ( صفحه 98 )

در جایی دیگر :

مایه بسی ناراحتی است که هرچند انقلاب اسلامی با نام اسلام رخ داد در آغاز توجه چندانی به هنر اسلامی نشد و فرابند کلی نوسازی فضاها که در طول دوره پهلوی شاهد آن بودیم، ادامه یافت و حتی شتاب بیشتر گرفت . تهران سه و نیم میلیون نفری امروز دوازده میلیون نفر جمعیت دارد و پر است از ساختمانهای بلند و آسمانخراش ها... اینها همه در تقدس زدایی از فضای شهر سهیم بوده است. البته به نظرم این فرایند همه ماجرا نیست .. معماران بسیاری هستند که برای فهم دوباره اصول معماری اسلامی و ساخت و ساز بر پایه آن می کوشند.... فکر نمی کنم در ایران تقدس بخشی به زندگی و فضای آن پاک فراموش شده باشد، بلکه بعضی ها به این وضع گرفتارند .در گوشه و کنار ایران جریان ها و کسانی هستند که خواهان احیای هنر معماری سنتی، دستیابی با زیبایی آن و رسیدن به تقدس خود زندگی اند. مسئولیتی که بر دوش شماست اینکه تعلیم و تربیت کسانی را متحول سازید که آینده و ساخت و سازهای شهری در دست آنهاست. درست همانگونه که با آوردن فلسفه آموزشی بزاز پاریش به دانشگاه تهران و تاسیس دانشکده هنرهای زیبا ، کل فلسفه ساختمان سازی را دگرگون کردند...وظیفه شماس تربیت معماران به شیوه ای است که اگر به ناچار به خواسته کارفرما تن دادند و حتی اگر کارفرما چیز پر زرق و برق و مرده ای سفارش داد و طمع ورزی در پوشش ضرورت اقتصادی بر همه جا سایه افکند آن معمار نتواند جر بر پایه آموخته هایش رفتار کند؛ یعنی بنای اصیل ایرانی بسازد..... معمولا به دلیل نیاز فوری به اسکان ، زشت ترین خانه ها را برای نیازمندان می سازند ..شما این خانه هارا در قاهره ، تهران ، پاریس نیویورک و در سرتاسر دنیا می بینید. من فکر نمی کنم که این پدیده ایران را که همواره از بزرگترین مراکز معماری چه پیش از اسلام و چه در دوره اسلامی بوده و هست، به سرعت دچار تغییر کند .... مهمتر از همه آن است که کاربرد معماری مقدس را دست کم برای بناهای مقدسی مانند مساجد ادامه دهیم و از ساخت چیزی مانند مسجدالجواد و دیگر ساختمان های زشت و بی قواره ای که هیچ سنخیتی با معماری اسلامی ندارند بپرهیزیم. باید در ساخت مساجد، خانقاه ها ، نهادها عمومی مانند فرهنگستان حتی الامکان بکوشیم تا اصول معماری اسلامی را به کار بندیم... همه فضای سنتی متاثر از معماری مقدس است..... می دانم که ساختن خانه هایی که گویی به هامبورگ تعلق دارند تا تهران کار بدی است ، اما بدتر از آن ساختن چنین مساجد مدرنی است که ظاهر بس زشت آنها هیچ سنخیتی با هنر اسلامی ندارد.... فکر می کنم اکنون در سرتاسر جهان اسلام علاقه ای تازه به معماری اصیل بر انگیخته شده و وضعیت نسبت به یک نسل قبل بسیار بهتر شده است ... ]کسی که به مقدسات ایمان ندارد [ باید فروتنانه از ساختن بنایی که کارکردش را نمی داند دست بردارد. امروزه در دنیای مدرن بیشتر معماران سرشناس و نیز هنرمندان، نفوس بسیار فزون خواهی دارند، چراکه تربیت هنرمندان ما نه بر پایه تربیت نفس و انظباط بخشی به آن بلکه بر اساس پر و بال دادن فردگرایانه با آن است....بحثی را با والتر گروپیوس به یاد دارم.از او خواسته بودند مسجدی بسازد. این مرد که یکی از بزرگترین معماران غرب در سده بیستم به شمار می رفت دست کم ار این عقل سلیم برخوردار بود که روزی بیه من تلفن کرد و گفت : من ساختمانی را که کارکردش را نمی دانم نمی سازم. شما در مسجد چه می کنید ...این کار از من ساخته نیست من به سنت تعلق ندارم.... ( صفحه 220 تا 228 )

 

البته ماشینی برای زندگی به نظر صحیح می آید نه ماشینی که در آن زندگی می کنیم!

  این نوشته ها را می توان به مثابه هشدار هم دانست به معماران و نظریه بازان ...


  ** بد نیست تمام کتاب یا لااقل همان دو فصل را بخوانید
 

لینک
جمعه ٢٢ دی ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی