ایران، اعراب، فارابی، و دردسرهای امروز!   

بعد از اندک مطالعه ای در تاریخ به نظر حقیر تقریبا هیچ کس بی هدف تاریخ ننوشته.اما در اوضاع گره خورده که چشمهابه سوی ماست(البته معمولا نه به آن دلیلی که در تبلیغات گفته می شود) و ما که دچار دردسرهای ایرانی اسلامی عقلی سیاسی....هستیم برایمان نگاه به گذشته ضروری. در تاریخ اینگونه که به نظر می آید آن هنگام که حمله اعراب به ایران رخ نمود دارای رهنمودهای مهم. چه در این هنگام بود که دردسرهای ورود فلسفه یونانی و دین و قومیت و ملیت .... گریبان گیرمان شد. و تا به امروز هست! برای مثال آنگاه که عده ای عید غدیر را جایگزین نوروز می خواهند و عده ای در یافتن روز زن دچار چالش!
در مورد چند قرن اول اسلام در ایران نظرات متضاد است از درگیری فکری مطهری و زرین کوب تا جرجی زیدان و ملکم... اما بازخوانی این دوره ضروریست مگر نه اینکه در همین سالها بود که توانستیم علم را درک کنیم و پیشرفت دهیم(کاری که این روزها از انجامش عاجزیم) و مگر نه اینکه در همین دوران فارابی در مورد فلسفه حکومت و چگونگی آن و مدینه فاضله اثری خلق کرد که مورد غفلتمان است؟؟
آیا به دنبال دین و ملیت و هنر و علم می گردیم؟ خوب چرا از تجارب گذشته پند نمیگیریم؟ حداقل چند دلیل عمده وجود دارد اول اینکه تحت فشار مردمانی بیخیال شده ایم دوم اینکه رویاپرداز و کم تلاش و در عین حال منتقد شدیم.و البته نقد برای مردم آرام بخشی بی آرامش است....اگر اندکی به خودمان و خواب خرگوشیمان فکر کنیم بی قراری و ناراحتی را حس می کنیم و غفلت را....
مثال میزنم! آیا ما میتوانیم سه حادثه مهم در جهان را در سالی که گذشت بیان کنیم؟؟؟ چه شده است که اینهمه از جهان غافلیم و مشغول حوادث ایرانیم؟؟


از نوشتن این متن هراس داشتم و اکنون هراسم افزون شده است ....
لینک
دوشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٤ - هومن فروغمند اعرابی