مبانی نظری شهر...   

اینکه تئوری اساسا چیست و یه چه کار شهر می آید و از آن مهمتر حضرات شهرسازان چرا به دنبال تئوری هستند مسئله با اهمیتی است، چراکه گاها و بیشتر از گاها دیده شده که برای بسیاری از بوالهوسی هایشان دست در دامان تئوری می زنند.  البته این مسئله کاملا عام است و مثلا ممکن است یک جناب مسئولی در یک کشور دور افتاده ای ( که بسیار هم از ما دور است ! ) برای برخی کارهایش به نظرات به اصطلاح کارشناسانه که از میانی نظری خودی ( منظور خودش است و نه خودی به معنای فرهنگی !) بهره مند است سودجویند....

اما تئوری چیست ؟ ویژگی های مهم تئوری اول بیان چگونگی ایجاد یک پدیده و پیش بینی آن در آبنده و در نتیجه رفع ابهام بر اساس اصولی قابل شناسایی برای همه است .  یعنی تئوری بر اساس اضغاث احلام حضرات نباید به وجود آید. اما انواع و اقسام تئوری در معماری و شهرسازی . بر اساس میانی می توان تئوری را به دو گروه اساسی هنجاری و اثباتی تقسیم کرد هنجاری همانهاست که بر اساس اعتقادات و اصول نسبتا غیر قابل شناخت و تا حدودی شخصی شکل می گیرد و اثباتی بر اساس نظریه ای قابل شناسایی و امتحان . از نظر موضوع  تئوری می توان آن را به دو دسته تئوری های رویه ای ( برنامه ریزی ) و تئوری های محتوایی تقسیم کرد، تئوری برنامه ریزی به فرابند حصول فرآورده توجه دارد و تئوری محتوایی به محتوای موضوع مثلا چیستی شهر و یا معنای عدالت اجتماعی ....

تا اینجا هیچ مشکلی نیست این همانست که در کلاس ها هم مرور می شود. اما وقتی که مثلا قرار است به ارزیابی یک طرح چه در کلاس و چه بیرون آن بپردازند ( و یم !)  هزار و یک مسئله در میان است مثلا عقده های شخص و امیال شخصی و خاطرات و پیشینه طراح و .... این می شود بی عدالتی؟! خوب دانشجوی رشته ریاضی آن نمره ای را میگیرد که نه استاد ونه شاگرد در آن مناقشه نمی توانند بکنند. اما در اینگونه تجارب... اما مسئله کاملا عمیق تر ازین حرف هاست ! وقتی که مثلا مفهومی ( که آتچنان هم از نظر منطقی مفهوم نیست !! ) مانند تعادل و یا زیبایی در کلاس درس مطرح می شود هر کس با توجه به هزار پارامتر برداشت متفاوتی از آن می کند و در نمونه هایی که استاد ارائه میکند سعی در تطبیق موضوع ذهنی خودش با او دارد . خوب اینها میتواند مقدمه ای برای پدیده مد باشد، جامعه با کلاس یا خود استاد بر اساس جریانی مثلا تبلیغ ممکن است چیزی را زیبا و چیزی را زشت ببیند. یک مثال کلملا روشن زن های قاجار و پهلویست ، دربار قاجار زنان چاق و خالدار و ... می پسندید اما با عوض شدن مد (؟؟!!!) چند دهه بد زن های نهیف و ... اصلا این موضوع سابقه داریست در دوران باروک انگلیسی ها زنان نهیف را زیبا می دانستند و فرانسوی ها فربه تر را !

تقریبا تمام تئوری های معماری و اکثر تئوری های شهرسازی هنجاری هستند اما مشکل اینجاست که میان نظریه و عمل هم همیشه فاصله بوده است از مهمترین نمونه ها معماری مدرن است که نداشتن مبانی نظری ( و در واقع فاصله زیاد  میان حرف های نظریه پردازان و عمل ایشان ) از اصلی ترین عوامل شکست آن عنوان شده است. اما در کشور کماکان عزیز من.. مبانی نظری بدون اساس کپی برداری می شوند( معمولا مد را بدون ریشه آن بر می داریم ) صاحب پیدا می کنند و به عنوان ابزار های قدرت در دست بسیاری به کار می روند . و جالب اینجاست که هروقت کسی بیاید و انتقادی داشته باشد این موضوع که علم خالی از ارزش گذاریست ( موضوعی که چند دهه پیش  زیرآبش تو اروپا زده شد اما چون اینجا ضرفه نداشت میان معماران و شهرسازان مد نشد! ) . تمامی کارهای ما بر اساس اصول است و این کتاب هم اصول کار من ( حالا تو برو بمیر !! ) و در نظام آوزشی هم باید اسیر آن شوی و گر نه نفهمیدی...

مبانی نظری در اینحا رفع ابهامی نمی کند و متاسفانه ابزار قدرت نمایی به اصطلاح صاحبانش است. مبانی نظری نزد آدم هایی ضعیف تر به راحتی ابزار اعمال خواست های کاملا شخصی می شود... و در پایان هم میان آن ادعا و آن حرکت ارتباطی نمی یابیم.تئوری های ما معمولا در پیش یینی آینده ساز و کار ( محتوای تئوری )  ناتوان هستند و اساسا نمی دانم چه نامی برازنده آنهاست !



* دوستی گفت در مورد جنسیت شهر ها با توجه به طبقه بندی مازلو از نیاز های انسانی این مسئله برای ما اساسا مطرح نیست چرا که ما هنوز نیاز های حیاتی تر مثل امنیت و حتا خورد و خوراک را تامین نکرده ایم .. جای فکر داره ( البته می گوید به همان نسبت که نیاز اساسی تر ارضا شده نیاز انسانی تر ( بالاار در طبقه بندی) امکان ارضا دارد )

  ** یکی هم از وقاحت این بلاگ و نویسنده انتقاد کرده بود !
لینک
پنجشنبه ٢٥ آبان ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی