شعری برای دیوار   

«من بودن» را ، «ما باشندگی » را 

و

 حریم گرم بودن را معنا کردی

امتدادی؛ من با پاهایم آن را درک کنم

و تو تمام آنچیزی که در طول تاریخ گذشته چون دست نوشته ای بر خود داری

براین روال همواره پیوند دهنده ای

در امتداد و یا در مقصد، آنجا که از خود گذر داده شدی نور صبح و زیبایی فصل ها را نشانمان دادی

در حالی که یگانگی و فاصله را آشتی داده بودی من توانستم آنچیزی را که میدانم ببینم

 و چه سخت بر نابودیت کمر بسته اند !

و حال آنکه نمی دانند تو ظرف ظرف ها هستی .

 ممکن است تمامی دارایی هایشان بر زمن پخش شود

معنا بمیرد

و احساس نیز !

 تو اما قهرمانانه «رفتن» و گاه رسیدن را معنایمان کن



نویسنده :گمنام

لینک
شنبه ۱ مهر ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی