دوستداران درخت گلابی یا دوستان گلابی ؟   

نادر اردلان داستان می گوید! در ذهن بسیاری به خاطر کتاب حس وحدت هاله ای از نور اطراف صورتش هست! هرچند اخلاق و برخورد او نسبت به دهه های گذشته خیلی بهتر شده اما اول و آخرش او همان نادر اردلان است هرگز عمیق  نیاندیشید و من بعید می دانم این کار به سبب درک مسمومیت فکر برای معمار(!!) باشد. هر بار در جریانی قرار گرفت و در آن بهترین بود شاید چون به دربار نزدیک بود و خیلی پولدار و شاید هم شانس برخورد با دکتر نصر و شاگردانش؛ موفق بود، قد بلند بیان قوی پروژه های بزرگ را از همان اول در دست داشت اما نه به بزرگی هتل های بزرگ عیش و نوش عرب ها ! و چه کسی بهتر از او برای شناساندن معماری امروز خلیج؟! ( سخنرانی او درUDIC)  امروز همه می دانند ساخت و سازهای امارات ریطی به توسعه پایدار ندارند اما دفاع سرسختانه و نسبتا ژورنالیستی اردلان از توسعه پایدار مرا به تعجب وا داشت،

حقیقت این است که بشر سه مرحله برخورد با طبیعت را پشت گذاشته، اول طبیعت مقدس که سیر در آن سیر در مخلوق زیبای خداست و عبادت محسوب می شود کتاب عرفانی-معمار حس وحدت متعلق به ان دوره است همان اشاره دقیق سنتی بودن آن. مرحله دوم طبیعت به عنوان منبع در این مرحله گمان می رفت اگر مشکلی هم برای طبیعت رخ دهد این علم است که آن را حل خواهد کرد. اما در مرحله سوم که توسعه پایدار همزمان با ایده پست مدرن مطرح می شود این بشراست که قیم طبیعت شده و دستی به سر و صورت زخمی آن می کشد.

آقای اردلان به راحتی می گوید فرهنگ + توسعه پایدار( یعنی کتاب حس وحدت + ایده های جدید توسعه پایدار با هم ) او هرگز به ما جواب نخواهد داد که تناقض میان این دو را چگونه حل کرده و تعریف طبیعت در این  توصیه نامه چیست؟  به راحتی می گوید اینها مراحل زندگی من است پس با هم جمع می شوند! آقای اردلان خیلی از مراحل زندگی انسان ها با هم جمع نمی شود.  هرچقدر هم که عرب ها مجبور باشند  پایدار بسازند دلیل نمی شود  مفاهیم را سبک کنیم.

سیمرغ! عمیق باش تا غرورت اندکی زیبا تر جلوه کند

** لازم می دانم از تمامی دوستان و اساتید ( به خصوص دکتر فلامکی) به خاطر تبریکات و لطفی که نسبت به من داشتند تشکر کنم، هرچند به نظم کمیته داورانUDIC اشتباه کرده! چون کار من در این ابعاد نبود

*** تمامی دوستانی که در زمینه توانمندسازی بافت های تاریخی و رفاه اجتماعی مایل به شرکت در پروژه های تحقیقاتی هستند خبرش را به من بدهند....



                 این روزها خیلی دل مرده شده ام ! چند روزی پیدایم نخواهید کرد !




لینک
یکشنبه ۱٩ شهریور ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی