نسل من راهگشاست !   

 

نه قبول دارم که صرف به انتظار منجی بودن مارا تا این حد منفعل کرده و نه می پذیرم که سرنوشت ما بر الواح محفوظ ثبت باشد. نه علاقه ای مبنی بر درک تحولات شخصی و جمعی خود بر مبانی مانند غرب و عقده های مختلفه و متعدده دارم! هرچند که تمامی دستگاههای تحلیلی و اقدامات مبتنی بر انها گاها نتایج مثبتی دارد پس نه در پی رد آنها هستم. رفته رفته این درک این موضوع برایم شهودی تر می شود، گویی امروز مسائل به ظاهر لاینحل دیروز برای ما حل شده است یا به حل آن بسیار نزدیک شدیم. هرچند که نسل کنونی پدیده ای جدا از نسل قبل نیست و در واقع بخشی از آن است. و هرچند که نسل کنونی تا به امروز آنچنان منشا اثر نشده است و با ارزشمند ترین دستاوردهای آن تحقیرآمیز برخورد میشود اما حقا به مراتب به پیش افتاده است و سالیان بعد گمان نمی رود که نسل قبل را همسنگ خود بر بتابد.

شاید چنین جهشی در دوره های تاریخی این سرزمین بی دلیل همزمان با پدیده های از جنس پایان تاریخ و آغاز مجدد آن نباشد. اگر چه این نسل در برابر سوال سالهای قبل جواب و راهکاری دارد اما در برابر موقعیت خود کاملا پا در هوا و منفعل عمل می کند. اما اگر شرایط فوق بر قرار باشد بزرگترین وظبفه بر دوش نسل قبل است که به این نسل کمک و یاری رساند.

آگوست کنت بشر را دارای سه مرحله اسطوره، عقل و علم می دانست که در غرب تا دوران یونان را دوره اسطوره و تا دکارت را دوره عقل و امروزه را دوران علم می دانست، پر بی راه نمی گفت! امروز بشر به ماه می رود و این کار اساسا با کاری جدای از تعقل به معنای فلسفی آن انجام می گیرد. اسطوره ما یعنی شاهنامه بر خلاف اسطوره یونانیان روی به گذشته دارد چه اینجا رستم با دروغ و نیرنگ پسر خود نابود می کند اما در داستان ادیپ این نسل آینده است که نسل قبل را نابود می کند. این استدلال و این چنین نگرشی هرچند که نه مطلق است و نه اساسا منطقی در لایه های روانی ما خواه نا خواه نقش بسته است. مواخذه پدران ما اما این بار رنگ و بویی دیگر دارد، امروزه ما علاوه بر اینکه اشتباهات آنان را به دست نامهربان نقد می سپاریم آرزو های آنان را می بینیم چیزی که سهراب بسیار دیر دید. همین گفتمان استثنایی می تواند اندکی از معضل پیش روی ما بکاهد

 

دیروز کتابی در مورد هویت به دستم رسید الحق دکتر پاکزاد در مقدمه آن نگرشی دارد که تقاضای فوق را برآورده می کند و الحق خود کتاب نشان توانایی و جایگاه این نسل است هرچند که باید اعتراف کرد عدم معرفی کتاب و عدم استقبال از آن تقصیر هم(نسل) ما و هم ایشان است.قطعا اگر به جای این اسم اسم دهن پر کنی بود گل می کرد. علاوه بر خود موضوع کتاب اینها نشانه هایی برای طرح چنین پرسشی بود

 

لینک
سه‌شنبه ٧ شهریور ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی