آغاز و مرگ شهر اسلامی   

 لفظ شهر اسلامی لفظیست که در آثار و نوشته های هیچکدام از فلاسفه و حکما قبل از مدرن ایران نیست اما در دهه های گذشته بر زبان متفکران افتاده به دلیل اینکه از نظر متفکران معانی متفاوتی برای شهر اسلامی منظور گشته باید ابتدا معنی آن را معلوم کرد. برخی شهر اسلامی را شهر حکومت هایی که در آنها احکام اسلامی جاریست می دانند این دیدگاه که رنگ و بوی سیاسی دارد هم اینک از طرف سازماه های سیاسی غرب تقویت می شود می توان به پروژه مطالعاتی تحقیقاتی شهر اسلامی پارلمان امریکا اشاره کرد. دسته دیگر شهر اسلامی را شهری می دانند که در فرهنگ اسلامی ساخته شده است ؛ این دیدگاه بیشتر مربوط به شهرسازان است لینچ ، بنه ولو و بسیاری که شهرهای تمدن اسلامی تا دوران مدرن را اسلامی دانسته اند ( مانند دکتر حبیبی) در این دسته جای میگیرند. از دیدگاه این متفکران دوران مدرن و سبک جهانی پایان شهر اسلامی بود. عده ای شهری که جامعه اسلامی و حکومت حقه در آن وجود دارد را مقدمه شهر اسلامی می دانند و جز حکومت معصوم چه چند سالی بیشتر نبود را شهر اسلامی نمی دانند این دیدگاه متعلق به عالمان دینیست . اما عدهای که جسورانه می توان نام آنها را نیمه متخصص گذاشت لفظ شهر اسلامی را ابزاری برای توجیه حضور دوباره عناصر کالبدی می دانند و مصلا و مسجد و قوس و گنبد و سقا خانه منظور نظر اینان است.

در این نوشتار که به دنبال بیان مسئله پایان شهر اسلامی هستیم باید نگاهی به رابطه شهر و اسلام بیاندازیم. اگر به هر کدام از معانی نگاه کنیم وجهی از اعتبار دارند و با توجه به مسئله و ادبیات هر مسئله باید یکی از معانی را منظور کرد. اما اگر شهر را دارای نظامی متاثر از عقاید بدانیم که نسبت شهر با هستی و تاریخ را مشخص می کند باید ورود مدرنیته را پایان شهر اسلامی بدانیم هرچند که تعداد زیادی مسجد در شهر ها وجود داشته باشد که روزی سه بار اذان پخش کند اما نظام شهری مبتنی بر دین بعد از مدرنیته جای خود را به نظام شهری مبتنی بر قانون و دولت داد پدیده ای که کاملا محصول فرد گرایی مدرن است. نظم این شهر بر اساس عقل بشری و پذیرش عمومی است و نسبت فرد با نظام هستی بر مبنای عقل بشری تعریف می شود بر خلاف شهر دینی که " در چنین مدینه ها دین عنصر اصلی و پایه گذار است زیرا از راه دین است که رابطه میان بشر و مبدا پیدا می شود و از آن راه است که بشر «احکامی ازلی» را دریافت می کند . از این رو پیدایش هر دین تازه سرآغاز بنیانگذاری مدینه تازه و مدنیت تازه ای بوده است"( مدینه انسانی ص 230) . گذشته از نظام شهر و معنی شهر بعد از پیدایش مدرنیته مصالح و معماری بومی نیز اعتبار خود را برای مدتی از دست داد و امروزه که اعتبار مجددی پیدا کرده نیز نتوانسته معنی گذشته خود را احیا کند. از این جهت نیز کالبد شهر اسلامی با آغاز مدرنیته هویت خود را تا حدود زیادی از دست داد.

اما سوال اصلی اینجاست که به چه دلیل مفهوم و لفظ شهر اسلامی امروزه روز تکرار می شود و بعد از پایان آن چطور عده ای که همان مفهوم را مراد می کنند به دنبال آن هستند؟ تا بدینجا می توان ادعا کرد بر خلاف خود مفاهیم اسلامی که فراتاریخیست شهر اسلامی یک پدیده تاریخیست چرا که در تاریخ آغاز و در تاریخ پایان یافته و به سبب همین موضوع و فاصله تاریخی توانسته ایم خود آگاهی در مورد شهر اسلامی داشته باشیمو یعنی اگر شهر اسلامی در آقار حکما قدیم نیست به این دلیل است که چنین مسئله ای اساسا وجود نداشت و این فاصله ایجاد شده در دوران مدرن است که این مسئله را ساخته است. اما این مفهوم را مانند بسیاری از مفاهیم و پدیده های تاریخی که به تاریخ سپرده اند و از چنجره تاریخ به آن نگاه می کننند رها نکرده اند و بسیاری که شهر اسلامی را محصول فرهنگ و تمدن اسلامی می دانند در سر هوای تکرار بعضی از معانی آن را دارند که خود توصیف دقیق از آن ارائه نکرده اند ( مثلا نشریات تخصصی معماری و شهرسازی که در مورد شهر اسلامی در این دوره و باید ها و نباید ها صحبت می کنند چنین سودایی در سر دارند اما تا آنجا که من می دانم به جواب و توصیف مشخضی نرسیده اند) برخی از فلاسفه پدیده های تاریخی را اموری می دانند که بعد از پیدایش و تحقق یافتن تمامی ظرفیتهایشان به تاریخ می پیوندند مثلا مکاتب هنری که امروزه بخشی از تاریخ شده اند. این تلاش و این سودا به این معناست که شهر اسلامی هنوز ظرفیت هایی در درون فرهتگ تمدن اسلامی برای بروز و تحقق دارد. و موفقیت ها هرچند کوچک و طرح مسئله های پی در پی خود نشان از بسته نبودن این راه دارد. پس می توان وضعیت تاریخی شهر اسلامی ( به آن معنا که گفته شد ) را بعد از پایان تحقق آن دانست که به باور بسیاری ظرفیت هایی برای تحقق دوباره دارد

منابع :

 داوری اردکانی، رضا ،ملاحظاتی در باب طرح مدینه اسلامی، فصلنامه آبادی شماره 22

داوری اردکانی،رضا، شهر و ساکنانش، فصلنامه نامه فرهنگ،شماره 47

آشوری،داریوش،مدینه انسانی، از مجموعه مقالات آشوری با نام ما و مدرنیت، نشر صراط

*** این متن با کمی افزوده در روزنامه نمایشگاع مصالح چاپ شده بود
لینک
چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی