پنهانی   

در وضعیت فعلی فرهنگ منسوب به سرزمین ایران آفتهای بسیار در شرایط همزیستی به سر میبرند من جمله «خاطر مبارک مکدر نشود» درباریان و خود بزرگ بینی آدمیانY؛ اما آن موضوع اساسی به شدت آزار دهنده شده پناه بردن به روش های مختلف برای انحراف اذهان از شرایط واقعیست؛ چه پناه بردن عدهای عالم نما به واژه های کج و معوج و خزعبل برای «بالابردن» خود و پنهان کردن نادانی ها و چه پنهان شدن در پس اسامی مانند استاد و رئیس و آقا و شیخ برای تحریف واقعیات و یا مرضی مشابه که التیام دردهاست با تمسک به مفاهیم واژگون شده عرفانی و تحمیق افراد برای بهره کشی که از قضا همواره همراه حکومت های ایدئولوژیک این دیار بوده و چه پنهان کردن حقیقت به صورت تعمدی در پشت نقاب نئشه گی عشقبازی های از درون منحط بی خیالی گری که حقیقتا تلخ و دردناک است. این هارا به خود می گویم و اما از طرف خود می گویم که قصد کج گویی نداشته ام و اگر مدتی است که مثنوی نقد قدرت تاخیر شده است تلاش برای فراموشی نداشتم... هر واقعیت تام و تمامی از فرهنگ در شرایط کنونی کاملا جدای از سیاست نیست( باز هم می گویم این حرف نئو کمونیست ها واقعا قابل تامل است که هرنقدی سیاسی است) و اگر اندکی از اقلیم هشتم و عرفان سخن به میان رفت، آن را نه به عنوان پناهگاه و مسکن احساسات تلخ بلکه به عنوان راه و نگرش تکمیل کننده دنیا می دانم.
نقدها در کشور من آنقدر از نزدیک شدن به «برخی مسائل» پرهیز کرده اند که کاملا تبدیل به پرنده ای با یک بال شده اند! انسان هرچقدر عارف و هرچقر با سواد حق دارد که بپرسد و پرسیده شود تا آگاه شود. انسان هرچقد واصل حق زیستن بر خاک دارد، اینگونه پنهان شدن ها و پنهان کردن ها برای ما جز بیماری کشنده کم درد چیزی نیست اما قطعا یاد آوری دردناک است. دردناکتر اینکه در پس این پنهان کاری ها قصدی باشد، و نه چون استادی بی ارزش به قصد بقا!! بلکه(اگر اشتباه نکنم) چون مارهایی بر دوش ضحاک به قصد میل کردن مغز جوان ها آن هم بر شانه حاکم و به بوسه ابلیس! بهتر است به جای اینکه سرتا پا منتظر کاوه باشیم لااقل مغزی را زنده نگاه داریم....
لینک
پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی