چرا نه در پی عزم دیار خود باشم؟   


چرا نه در پی عزم دیار خود باشم ؟؟
پرسش واضح است و جواب دغدغه بر انگیز،کدام دیار ،چه عزمی لازم است ؟ حافظ در کجا بوده است که چنین پرسشی کرده ؟
اهل کجای؟ چرا از اهلییتت می پرسند ؟ مگر نه این است که هر کس اهل آنجاست ،آنجاییست؟
"نخستین بار گفتش از کجایی بگفت از دار ملک آشنایی" گویا پرسش از کجایی همان پرسش کیستی است.
اما چرا حافظ در دیار خود نبوده و آیا این در دیار خود نبودن وجهی از بی هویتی بوده و یا طلبی و دردی برای سلوک؟

!!! گرفته ام... ببخشانیدم

«شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
یاران صلای عشق است گر می کنید کاری !! »
لینک
سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی