چهره معشوق و سیر آن!   

گفتگو در فضایی که هیچش محبت نیست لاطائل می نماید اما این نوشته را بیش تر از بهر بیان حرف دل خود می گوییم و انتظاری ندارم. در فضایی که با تمامی کلمات و نشانه ها قدرت خود را به مردم تحکیم می کند انتظار بیان آزادانه خیال است.
چه شده است که "چهره زیبای معشوق" نزد عوام چهره ای آرایش کرده و مو روشن و تنگ پوش و خوش برخورد تبدیل شده است؟ با یک جهش هم در نوشته من هم در تاریخ وقتی به دوران قاجار بنگریم زنان چاق آن چنانی زیبا بودند اما در دوره پهلوی دخترانی خوش صورت اما ساده (و معمولا فقیر یا به نحوی نا مناسب!!) اما بعد از مدتی از انقلاب که چهره مخفی و ناشناخته با تمام جذابیتش چهره معشوق شد الان شاهد آن هستیم که در خیابان ها بسیاری چهره جدیدی دارند..البته برای اکثر غربیان که به مملکت مظلوم من می آیند این چهره بدنام اما آشنا است! در حالی که چهره زن زیبا در امروز ایران بدنام نیست و چهره بدنام به نحوی از افراط و اعتیاد آغشته است. البته در حال حاضر چند تیپ از چهره معشوقه قابل شناسایی است اول زنان محجبه و با ایمان و اکثرا با ژست فهیم بودن که سر صحبت عندالزوم با هرکس می گشایند و گویی در دل هوای وصل مدرن و کهنه را دارند اینان اغلب پوشش و چهره الباقی را خلاف اصول مورد تایید "همه انسان ها درست !!" می دانند و طرح اجبار شکل و چهره برایشان قبول شده است گذشته از تعداد این دسته و عاشقان متناسب با اینان دسته دیگری که می توان آنان را ولد انقلاب نامید وجود دارند که به حجاب و ظواهر اخلاق و شریعت پایبند نمی نمایند اما به تخلفاتی عیش گرایانه تعلق ندارند. دسته دیگر که معلوم الحال! که شاید انسانهای "اسیر محدودیت" از خراب کردن مردان به دست معلوم الحال ها برنجند!!(گویی بازاری را کساد کرده اند اما عده ای نیز محیرالعقول تشریف دارند که برخلاف ظاهرشان یا حرفهایشان یا جایگاهشان نقشی متضاد در خود پنهان کرده اند و گاها بروز می کنند،شاید و متاسفانه درصد زیادی از پسرها در این دسته باشند.
چرا چهره معشوق چنین دسته هایی یافته؟ اگر با طرح های مختلف جماعات مختلف را در یک لباس بگنجایند چه نتیجه ای خواهد داشت ایا حاکمان در این خیال خام هستند که با طرح حجاب و عدم استفاده از ماهواره چهره معشوق نزد مردمان تغییر می کند؟!! کدام چهره ها چه دغدغه هایی دارند و با الباقی در چه موضعی هستند؟باید به مردان نگاه کرد گذشته از شیفتگی ما نسبت به غرب و درک همیشه کج اندیشانه از آن و عدم توانایی ارائه الگو علاقه و این شیفتگی باعث تولید چهره جدید شده و از طرفی این حرف هرچند ناقص اما وجه ای از حقیقت دارد که اگر حجاب آزاد بود آرایش کم می شد اما این سوال اساسا با این یکی که اگر حجاب آزاد شود چه فاجعه ای رخ می دهد تفاوت دارد، تصویری که از جامعه امروز ایران همچنان عزیز در ذهن آدمی ایجاد می شود افتراق های شدید را نشان می دهد اما آینده چه خواهد شد؟ برای من سخت ترین سوال سوال آینده است چرا که در شرایط امروز تسلیم هیچ تقدیری نشده ایم و طیف وسیعی از امکانات در برابر جامعه ایران است اما جوانان باید بیاندیشند که فرصت انتخاب به درازا نمی کشد و آینده همچنان شیفته و در عذاب یا آینده همچنان زورگو یا آینده ناشناخته بی نام و یا.....
لینک
چهارشنبه ٦ اردیبهشت ۱۳۸٥ - هومن فروغمند اعرابی