شبه و شبح علم   

مهمترین سوغات شاهان قاجار ازاسفار اروپاییشان احساسی بود که شیوه حکومت و محتوا آن را تغییر داد،  بر خلاف بسیاری که شاهان را از خود بیگانه جلوه می دهند من این نظر را عادلانه نمی بینم اگر بتوانیم در شرایط آنها‌ فکر کنیم بیچاره ها خیلی هم گناهی نداشتند که معلول را با علت اشتباه گرفتند، اگر آنها فکر کردند مثلا ساختمان ها و خیابان ها موجب پیشرفت خواهد شد خیلی نشانه این نیست که آنها آدم ها نادانی بودند، اینکه راه پیشرفت کجاست و چگونه می توان به آن رسید خیلی مسئله مهمی است و در عین حال خیلی مبهم، اگر امروز در تلاش برای مسیر میان بر در توسعه هستیم باید این را هم بدانیم که اساس توسعه و پیشرفت مسیر میان بر است! اما انتخاب آن و اختصاص منابع برای آن به شرایط پیچیده ای ربط دارد، مثلا به آرمانی که برای جامعه ترسیم شده است، اگر چند سالی است در ایران علم را عامل اصلی پیشرفت می دانند و تلاش برای پیشرفت علمی است احتمالا یکی از دلایلش این است که دوران شکوفایی تمدن اسلامی را با علمش می شناسیم اما می شد مدنیت را هم معیار پیشرفت دانست، چرا که علم به خودی خود ارزشی ندارد و این انسان است که مهم و مهم تر است!

علم چون برای انسان است خوب است، اما انواع علم هم وجود دارد که برای انسان نیست برخی به این نوع علم شبه علم گفتند چون کاملا شبیه علم است و از نظر گزاره ای خود علم است اما علمی با هدف گیری نا مناسب،  به نظر من وقتی اینهمه به خود علم یا بهتر بگویم قیافه علم وزن دهی می شود مسابقه ای برای تولید مقاله راه می افتد، خوب طبیعی است به آن چیزی می رسیم که برایش تلاش کر دی ایم، وقتی به دنبال ظاهریم به آن ظاهر می رسیم اما این شبه علم تماسی با واقعیت ندارد! هنوز کارخانه ها با علم قدیم تولید می کنند اما ما ادعای دستیابی به مرز علم را داریم هنوز شهر ها را به امان خدا رها کر دیم و به جان درخت ها افتادیم که کتاب چاپ کنیم و در آنها از خوبی درخت و بدی شهر بگوییم!  اصلا مگر می شود با اقتصاد ضعیف علم تولید کرد مگر هزینه تولید علم زیاد نیست؟!

علم باید با جامعه و اقتصاد رابطه منطقی برقرار کند، چند کشور توانستند پول نفت را آتش بزنند و دانشگاهشان در سطح ام آی تی باشد؟؟ هر چندتا کرسی تاسیس کنیم که اندیشه آزاد نمی شود اول باید اندیشه ای وجود داشته باشد تا برایش کرسی ساخت!  این مجموعه باید همه اجزایش درست کار کند یک ماشین قدیمی را که نمی شود با تغییر چند قطعه به مسابقه رالی فرستاد!  در حوزه علوم مرتبط با محیط انسان ساخت هم این مشکل وجود دارد، تعقیب کار های معماران و شهرسازان بزرگ کمکی به ما نمی کند، اگر پیرمرد روستایی مالیات می داد که ما به دانشگاه برویم معماری ما هم برای او دلسوزی می کرد اما این علوم و دانشگاهها بوی نفت می دهد، نفتی که برای ظاهر سازی هدف گیری شده است و ... چه مسیر بدی!

لینک
یکشنبه ۱٥ آذر ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی