انتخاب اسم   

مدتهاست فکر می کنم یکی از معضلات تولید دانش در حوزه علوم مربوط به محیط انسان ساخت هدف گیری پژوهشگران است ، آنها به جای اینکه برای حل مسئله موجود در شهر ایران اقدام کنند برای تولید دانشی که مقبول بیافتد در حال تلاشند، چندین کتاب در چند سال گذشته در مورد تاریخ شهرسازی و متفکران غربی آن در ایران چاپ شده ( به نظر می آید این مبحث به شدت مد شده است ، البته در علم هم مد وجود داردو اساس چیز بدی نیست اکا اینکه چرا مد شده است و حاصل آن چیست مسئله است)، شخصا اگر چه به انگیزه مولفان که بیشتر مترجمند تا مولف دسترسی ندارم اما گمان نمی کنم هدف نهایی آنها ارائه منابع دست اول نظری باشد و یک دلیل هم برای این ادعا دارم چرا که بسیاری از منابع دست اول هنوز ترجمه نشده اند و امروزه ترجمه این منابع به عهده مترجمان گمنامی است که معمولا تازه کار هستند و کیفیت کارهای آنها بعضا خیلی خوب است و باید اعتراف کرد کارهای ضعیف هم در میان آنها است، و از آن مهمتر  کسی  خیلی دغدغه تولید منبع دست اول ندارد.

فکر می کنم این تولید کتاب اساتید تا حدودی با تولید علم تفاوت دارد، گذشته از تکراری بودن محتوای بسیاری از کتابها ( یک معیار پیشنهادی: حرف به درد بخور/جدید در هر صفحه ! این کتابها معمولا چگالی علمی کمی دارند) سلسله کتاب های یک استاد هم معمولا جهت گیری معنا داری ندارد،

اما جالب ترین نکته برای این ادعای تلخ که تولید دانش برای حل مسئله انجام نمی شود نام کتاب هاست، نویسنده های این کتاب ها معمولا بیشتر مترجمند تا نویسنده و یک تیم دانشجویی هم در خدمت آنهاست برای مرحله انتخاب اسم اندکی بازارگرمی می کنند، کتاب سیر اندیشه در شهرسازی اساس چیزی را نمی بیند سیر اندیشه است و مشخص نمی کند چرا این اندیشه سیر دارد و از آن مهم تر آیا این یک اندیشه است یا نه!! یعنی اصل ادعای عنوان در محتوا وجود ندارد اما تا دلتان بخواهد از متفکران و خلاصه کتابهایشان در آن مطلب است،  کتاب تحلیل مبانی نظری طراحی شهری هم که عنوان بسیار سنگینی دارد در نهایت همان تاریخچه می شود، کسانی مانند لنگ و کاتبرت که قوی ترین کتابهای طراحی شهری را دارند اینچنین عنوان انتخاب نمی کنند

اسم یعنی آنچه که ما را به مسما هدایت می کند، ازین نظر همه چیز اسم است که همه چیز مسمایی دارد، اما این اسامی متناسب این مسما نیستند.

لینک
جمعه ٦ آذر ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی