چرا شهرسازان به سیاست ربط دارند؟   


وقتیکه سیاست خواسته یا ناخواسته بیان فضایی دارد ، وقتی که بسیاری از حوادث سیاسی در فضاهای عمومی رخ می دهد، و همینطور وقتیکه برای انجام ایده های شهری نیاز به سیاست است و تحقق پذیری این پروژه ها بدون پشتوانه سیاسی غیر ممکن است پس شهرسازی به سیاست ارتباط دارد ، اتفاقی نیست که هاسمن و لوکوربوزیه مواضع تند و تیز سیاسی داشتند. در ایران هم اگر شهردار سابق تهران اولین کسی بود که بعد از انقلاب اعدام شد این مسئله تصادفی نبوده است ، اگر مردم جنوب شهر تهران از سیاست های نوسازی بسیار ناراحت بودند و به روایتی بعد از ساواک منفور ترین ارگان حکومتی شهرداری بوده بی سبب نیست و همینطور اگر شیراک و احمدی نژاد از شهرداری به ریاست جمهوری می رسند بی سبب نیست ، شهرداران با مردم در تماسند و بسیاری از احساسات آنهارا تغییر و تحول می دهند و این حوزه مشترک شهرداری ها و دولت هاست.

شهرسازان هم نمی توانند موضع گیری سیاسی نداشته باشند ، بالاخره  ارزش ها و برنامه هایشان در یک حزب بهتر از حزب دیگر عملی می شود، جالب اینجاست که معمولا سیاست های فضایی احزاب هم با هم متفاوت است و این هم دلیلی است بر سیاسی بودن دانش شهرسازی.... اما!

اما چرا اینهمه متخصصین امر ساکت هستند ؟ چرا شور و هیجانی که مثلا در میان بازیگران هست در میان جامعه حرفه ای شهرسازی نیست ؟ چرا اینهمه محافظه کاریم ؟ احتمالا جوال همین سوال هم در همین ارتباط است ، چون باید هر حزبی آمد با او کار کنیم !

شاید بتوان تصور کرد آینده ای را که از حالت انفعالی در آییم و بر اساس منافعمان حرکت کنیم و شرایط را تغییر دهیم.

 

لینک
شنبه ٩ خرداد ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی