حق اعتراض   

وجود حق اعتراض می تواند تفاوت دو مجموعه باشند که یکی مردمی است و امکان به روز شدن دارد و دومی تغییر نا پذیر است، البته اگر فکر کند که کامل است و در این حماقت بماند نباید هم تغییری بخواهد، اما آیا واقعا کامل است؟؟ من به عنوان یکی انسان به عنوان یک عضو از یک کشور و به عنوان یک شهروند همینطور به عنوان جزئی از مجموعه محل کار یا تحصیلم حق اعتراض دارم، اگر هر کدام ازین مجموعه ها این اعتراض را به هیچ پندارد ظلم کرده، به هر بهانه ای، چه گمراهی و چه عناد حق من برای اعتراض منتفی نمی شود، اما مجموعه های امروزین یا به خواب رفته اند و یا نا آگاهند، من نه در دانشگاه و نه در شهر و نه بالاتر حق اعتراض ندارم تمام سازوکارهایی که صدای اعتراض من را بشنوند کر شده اند به جز قوه قضاییه!!! این شرایط شرایطی نیست که شهروندی در آن تحقق یابد.  صدای اعتراض من چه درست و چه غلط می تواند شنیده شود و بعد از آن سنجیده شود. نه به هیچ کسی آسیبی می بیند و نه هیچ چیزی بدتر می شود؛ اساسا این می تواند نشان استحکام باشد که حق اعتراض به افراد و گروهها داده شود، نهاد های مدنی، شوراها ، مطبوعات، اعتراض های مدنی و ... همه و همه می تواند یک شهر را شهری مردی تر و دوست داشتنی تر کند....  اینطور به نظر می آید که کشور شهر و نهادهای امروزین ما از تک صدایی بودن رنج می برند، تنوع مانند یک سیستم طبیعی در سیستم اجتماعی هم می تواند بقا را تضمین کند، مثلا فرض  کنید در یک مجموعه تک صدایی اگر آن صدا به هر دلیل اعتبارش را از دست دهد چه می شود اما یک مجموعه چند صدایی چه.

این میان نهادی وجود دارد که شدیدا از کارکرد اولیه خود فاصله گرفته؛ این نهاد نگهبانی بوده است که با دزدان و دشمنان همراه شده است، و یا نگهبانی که شام سنگینی خورده و حالا به خواب رفته، این خرابه همان دانشگاه است! مجموعه تک صدایی که نماد تحجر و ترقی معکوس است. نهادی که پر شده است از صفات تاریکی.... نه علم را به نفع بشر و بشریت پیشرفت می دهد و نه انسان های آزاده تربیت می کند، این مجموعه امروزه با دانشجویان بی خاصیت و بالاتری های بی خاصیت صمیمی تر است تا با دیگران.

لینک
جمعه ٢ اسفند ۱۳۸٧ - هومن فروغمند اعرابی