نقد عادلانه کسب تجربه   

سال 1369 شرایط شهر تهران بسیار بد بود، طراحی شریانی که شمال و جنوب تهران را به هم ارتباط دهد بر اساس مطالعات کارشناسان ضروری تشخیص داده شد اما با کدام پول ؟! مدیریت شهری آن روزها تقریبا هیچ درآمد پایداری نداشت، ایده طرح نواب از چنین شرایطی آغاز شد، امروز وقتی که از بزرگراه نواب عبور می کنیم به طرح  معماری آن به عدم رعایت حریم ها به عدم احترام به بافت اطراف به آلودگی صوتی به نحوه مالکیت و تولید آن انتقاد می کنیم ،  موضوع دیگری هم که مانند این در ناترازوی قضاوت ما قرار می گیرد طرح فروش تراکم است.

برای پیشبرد دانش تجربه کردن ضروری است  در واقع عدم تکرار اشتباهات ناشی از همین تجربه کردن ( بخوانید عبرت !) اما برای اینکه در عرصه شهری به تجربه برسیم باید عادلانه و با توجه به شرایط یک موضوع را نقد کنیم ، نقد طرح نواب در مقایسه با استانداردها و ارزش های شهرهای پیشرفته کار آسانی است ، در مقایسه با منشور نیو اوربانیسم انهدام نواب آرزویی دوست داشتنی است! اما مگر باقی بزرگراههای تهران چه شرایطی دارند؟ مگر حریم ها رعایت می شود؟ مگر معماری بناهای ایران چیزی غیر از این است ، اصلا مگر شهرهای جدید ما خیلی بهتر از نواب هستند؟ وقتی توان تولید فضای ما در همین حد است چرا تا این اندازه آرمانی قضاوت می کنیم؟ تا زمانی که قضاوت های عادلانه و سنجش شرایط را در نظر نگیریم امکان کسب تجربه و امکان پیشبرد دانش وجود ندارد ، حال بعد از نوشتن اینهمه نقد به نواب آیا معلوم است که اگر فلانی جای کرباسچی بود باید چه می کرد ؟   نقدهایی که انجام شده است بیشتر نگاهی محدود داشته اند، اگر از بزرگراهی رد می شویم و از وجود آن راضی هستیم باید بدانیم این خوبی را به قیمیت آن بدی ساخته اند و قضاوت عادلانه اینست که خوبی و بدی را با هم ببینیم ، چرا هیچکس از خوبی های نواب و تراکم فروشی چیزی نمی گوید؟ آیا این طرح ها به تمام قامت سیاه هستند؟ به نظر بنده حداقل اختلاط اجتماعی  در طرح نواب و نوعی بر قراری عدالت میان بالا و پایین شهر در شرایطی که بدون درآمد شهر اداره می شد نکات مثبت این طرح ها است،   واقع بینی  در دیدن بستر رفتار ها و محصول از قلم افتاده است ، آیا کسی تا به حال از ساکنان و کسانی که در بافت پشت نواب هستند و شهروندانی که از آن عبور می کنند نظر خواهی کرده است ؟ آیا کسانی که نقد می کنند از برج عاج خود همه آن چیزی که لازم است می بینند و به نگاه مردم هیچ نیازی نیست ؟؟!

نقد نیاز فوری شرایط کنونی است، نقد آنچیزی است که شرایط امروز را درآینده بهبود می بخشد، نقد استمرار تجربه را ممکن می کند، اما برای نقد موفق باید  عادلانه برخورد کرد، نقد مقایسه آرمان و واقعیت نیست بلکه چکش زدن به واقعیت با ابزار ذهنی است برای واقعیت، نقد  امکان کسب تجربه غیر فردی است.. معنای عدالت در نقد شهر به تعهد علمی باز می گردد، وقتی نمی دانیم چه چیزی باید کجا باشد ( عدالت شهری را نمی شناسیم ) امکان جابجایی وجود دارد یعنی چیزی از پیش تعیین شده نیست، در واقع تعهد تخصصی ما به همین علم نامشخص(تا حدودی نا معلوم) است که مشروعیت مارا برای دخالت در زندگی مردم ممکن می کند و تعهد عقلانیت در قبال این مشروعیت٬ نقد است.  شاید از همین جهت است که قلب شهرسازی با نقد تپیده است چه شهر سازی مدرن که نقدی به محیط مصنوع صنعتی بود چه شهرسازی پست مدرن که نقدی بر شهرسازی مدرن بود.

لینک
پنجشنبه ۳٠ آبان ۱۳۸٧ - هومن فروغمند اعرابی