شهر من و واقعیت های نماد آن !   

رفته رفته هوا سرد میشه، هوای دل ما خیلی سرد شده است ، البته این نه بد است و نه خوب این واقعیت است،  هوای اجتماعی شهرها با روستاها و عشیره تفاوت دارد، هوای شهرهای صنعتی هم با شهرهای قرون وسطی و روم باستان تفاوت دارد، احتمالا بوی شهر تمدن اسلامی متفاوت از شهر های چینی است! اما وجه اشتراک همه شهر های امروزی دود است ، البته این هم واقعیت است شهر های پیش رفته تر این دود را تجربه کردند و بر آن غلبه کردند به آسمان آبی رسیدند برای بار دوم! اما شهر های بیچاره ماا بیچاره ها از سر دستاوردهای دیگران دود آلود شد، این طنز تلخی است که برج میلاد در شهری است که به احتمال آلودگی هوا در بسیاری از روزهای سال قابل دیدن نیست، آنهم برجی که هم نماد موفقیت است و هم نماد شکست نماد کرباسچی است که زندانی شد! و نماد تاخیر فراوان در مدیریت و اجرا! نمادی است که اساسا طرح آن و فکر آن در کشور ما وجود نداشت و در دودی محو می شود که باآن همصداتر است!!یکی از پر هزینه ترین برجهای دنیا که آنقدر هم بزرگ نیست که غرور آفرین شود، در یکی از آلوده ترین هواهای دنیا!هوای عالم مدرن هم آلوده بود، این موج سوم بود که آسمان آبی را مجدد برای شهر فرا فرا صنعتی به ارمغان آورد.

در گذشته اگر دودی از سوختنی ایجاد می شد به آسمان می رفت این آسمان که گویی نا محدود پذیرای دودی است که درست می شود، اما در شهر مدرن ( و شهر شبه مدرن ما)این حاصل عمل رو در روی ما  می ایستد  شاید یکی از دستاورد های قیامت گونه دنیای مدرن این باشد که حاصل بسیاری از اعمال بشر درست جلوی چشم او می ایستد!! اما اگر امروز می خواهیم خطی را تا آسمان بنا کنیم دیگر دود وسیله خوبی نیست نیاز به سیمان داریم ، بتن، خیلی زیاد! بزرگترین مجموعه برج در دنیا را پایین آن می سازیم!!

همه مهندسانی که برای آن تلاش کرده اند خسته نباشند، سعیکم مشکور! اما حرف ها حدیث ها گاها تحقیر آمیز است، " در برجی که مسائل ایسایی بسیار مهم است سعی شد از معماری اسلامی تا جای ممکن استفاده شود" این سر هم بندی ها

خیلی در شهر های مدرن وجود نداشت اینها مخصوص مخلوطی است که ما در آن شناوریم ، بیچاره معماری اسلامی ! برج بزرگی که مسائل ایستایی آن خیلی مهم است به معماری اسلامی دهن کجی می کند،و احتمالا مدیران امروزی شهر خواسته یا نا خواسته به شهرداری که کلنگ این برج را زد دهن کجی می کنند.

شاید ویژگی قیامت گونه شهر مدرن اینجا هم با طنز تلخ و کدر دوباره دیده شود، آری اینست نماد شهر ما! آن برج آزادی دیگر خیلی کوچک است، نماد پهلوی ها بوده است ! این برج خوب مکان یابی شده است مانند همان دود است از هر کجای شهر آن را میبینی درست در برابر تو! با مقیاس مختلف!این برج هم مانند همان دود با تاخیر و خرج اضافی آمد.

ای کاش نماد شهر من یک کوچه باغ بود!

حیرت آور بود برای آنطرفی ها! نه دهن کجی به معماری اسلامی میکرد ونه اینهمه سیمان را به آسمان می برد شاید در آن کوچه آسمان آبی معلوم بود و دود دودکشی رقص کنان به آسمان می رفت!

خیلی رمانتیک شد!

لینک
سه‌شنبه ٢۳ مهر ۱۳۸٧ - هومن فروغمند اعرابی