وضع دانشگاه از زبان استاد(روش تقویت زبان فارسی)   

بدوین هیچ مقدمه ای از مقدمه کتاب آثار حکمای الهی ایران جلد4 پاورقی(راستش خود کتاب ربطی به این مسئله ندارد اما قلم قوی و چشم بینای استاد سید جلال الدین آشتیانی خوش درخشیده است)
....اگر ملت ایران بخواهد زبان فارسی زنده بماند،باید دانشمندان بزرگی را به وجود آورد که به زبان فارسی آثاری مورد توجه در سطح جهانی پدید آورند و گرنه با جعل کلمات نامنوس چندش آور و خارج نمودن لغات و کلمات مانوس و جا افتاده که ماهیت اصلی خود را از دست داده و نزد عارف و عامی و شعرا و ادبای عالی قدر درجه اول و وطن پرست و عاشق زبان و ملیت مورد قبول قرار گرفته،زبان زنده نمی شود و ضعیف هم میشود [در ابتدای متن از رونق زبان فارسی در دوران عثمانیان در ترکستان شروع می کنند] ....
در دانشگاههای کشور در سال چهار ماه درس خوانده نمیشود از زمانی که به سبک آمریکایی ها برنامه های درسی پیاده شد،این وضع نکبت بار پیش آمد و به هیچ نحو نمی شود به مصادر امور تفهیم کنی که این وضع عاقبت وخیمی به بار خواهد آورد.
دخالت قدرتمندان و زورمندان در امور دانشگاه مصیبت دیگری است.تحمیل استادان متکی به آنان خود لکه ننگی در دامن فرهنگ کشور که مفاسد آن حساب بر نمی دارد.برخی از مصادر امور می گو یند لازم نیست کسی درس بخواند کاری کنید بچه ها سرو صدا نکنند.
آقای رئیسی در مقام جواب از ایراد و اشکال شخصی که گفته بود چه ولعی دارید در جمع کردن معلمین کم سواد و سطحی،گفته بود:آقا کسی صحبت از سواد و دانش نمی کند!
به آقای رئیسی در چند سال قبل گفته شد این اندازه بدوی و سوقی را وارد گروه آموزسی نکن،گفت اشخاص لایق و باسواد به خیال ریاست می افتند.واقعا عجب دورانی را پشت سر میگذاریم و صاحبان قدرت چه مردمی را به سرپرستی مراکز حیاتی کشور می گمارند....
هیچ ملت فاقد تقوی و غیر آراسته به زیور ملکات فضائل اخلاقی پایدار نمی ماند. شاگرد و دانشجو برای استاد غیر مسلط در رشته علمی خاص خود و فاقد صلاحیت اخلاقی احترام قائل نیست.
شاگرد باید عاشق استاد باشد تا از او در علم و عمل تاثیر پذیرد.
با مهارت خاص دلقکان از مصادر امور مراکز علمی ما را به صورت کاریکاتور مجامع علمی در آورده اند.انغمار در تجمل و ولع در جمع ثروت و خوشگذرانی توام با هرزگی و مسابقه گذاشتن در جمع مال و منال به کلی روحیات انسانی را در مردم می میراند.
شاگرد از هر طریق که میسور باشد، از راه چاپلوسی و تملق طالب به دست آوردن مدرکی است که با آن ارتزاق کند تا از استاد طماع و مصادر امور عقب نماند.....
چند مرتبه انقلاب آموزشی نیز به عمل آمد که هر دفعه جمعی پاچه ور مالیده و دلال و مقالطه کار به جان دانشگاه های کشور افتادند و اشخاص فاقد معلومات بدون مراعات شرایط، سهل و آسان استاد شدند، در حالی که در دبیرستان هم جای واقعی ندارند
لینک
سه‌شنبه ٢۳ اسفند ۱۳۸٤ - هومن فروغمند اعرابی