نقد شهر |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
جوانترهای طراحی شهری چگونه می اندیشند؟؟
در مجله آبادی شماره 56 که ویژه نامه طراحی شهری در ایران است آقای دکتر پاکزاد 14 سوال را از 11 پیش گام طراحی شهری در ایران می پرسند، در اینجا من می خواهم تعدادی از این سوالات را از جوانتر های طراحی شهری بپرسم تا از نظرات یکدیگر با خبر شویم. اما چند نکته:
شجاعانه جواب و نظر خود را بیان کنید ، فراموش نکنید به دنبال شناخت نظر یکدیگر هستیم و نه خواندن دوباره متنهای کپی شده !
من چند تا از سوالات را حذف کردم اما آزادانه به هر تعداد از سوال که می خواهید جواب دهید.
اگر بلاگ ندارید می توانید یک بلاگ راه اندازی کنید (!) یا اینکه جواب هایتان را برای من میل کنید(البته با یک عنوان مشخص کننده)، یا اینکه چندین نفر جوابتان را در یک بلاگ بگذارید.اگر تعداد و محتوای جواب ها جالب توجه بود می توانیم نتایج را به بحث بگذاریم.
برای جواب دادن خیلی عجله نکنید اما اگر می خواهید جواب دهید خیلی هم تاخیر نکنید.
سوالات را لطفا خلاصه و (به قول امروزی های) شفاف پاسخ دهید.
سوالات:
1. به نظر شما طراحی شهری چیست؟
2. محبوب ترین نظریه پردازان شما چه کسانی هستند؟
3. دامنه فعالیت طراحی شهری از کجا تا کجاست؟
4. به نظر شما محصول نهایی یک پروژه طراحی شهری چگونه است؟(یا چیست؟)
5. جایگاه و نقش طراح شهری در تهییه طرح های شهری چیست؟
6. رابطه طراحی شهری با رشته های همجوار را چگونه میبینید؟
7. نیازهای فوری و اولویت های کنونی جامعه طراحی شهری ما کدامند؟
می توانیم سوالی را به این لیست اضافه کنیم، مهمترین منابع طراحی شهری کدامند؟
هرکسی خواست این نوشته را در سایت خود قرار دهد ، اما سعی کنیم که جواب ها را در نهایت جمع آوری کنیم.
خودم فعلا دو سوال را جواب می دهم:
اسم کسانی که مستقیما در حیطه طراحی شهری فعالیت فکریشان از نظر من مهم بوده است:
لینچ،کاتبرت،بیکن،مودون،کالن،ماتین، برادران کریر، لنگ،الین، الکساندر، تیبالدز، مونتگومری، مدنی پور،کرمونا، از ایرانی ها هم توسلی، بحرینی، پاکزاد و حبیبی تاثر گذار بودند و تا حدودی مسائل ایران را مد نظر داشته اند.
نیاز فوری طراحی شهری در ایران:
طرح مسئله مجدد دانش طراحی بر اساس مسائل شهرهای ایران و تولید دانش بر اساس تجربه های انجام شده.
| لینک | دوشنبه ۱٢ بهمن ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی |
یک پیشنهاد: گونه شناسی بافت شهر تهران
تهران شهریست که از مسائل متععدی رنج می برد از طرفی در برخی از قسمت ها مسائل زونینگ و تک کاربری شدن مشکل ایجاد کرده از طرف دیگر غلبه شدید توده بر فضا در برخی محلات کمبود فضاهای عمومی مشکل است و در برخی محلات مسئله امنیت فضای عمومی جدیست ، در چنین شرایطی تقسیم بندی بافت بر اسای ویژگی های اساسی آن بسیار مفید و است در درجه اول این دسته بندی میتواند به نوشتن راهنماهای طراحی شهری کمک کند و از طرف دیگر ان گونه شناسی می تواند شخصیت های محلات را حفظ کند.
گونه شناسی صرفا یک تقسیم بندی نیست در گونه شناسی طراحی شهری معمولا فرم و عملکرد را در ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر میبینند و معمولا نگاهی تاریخی به انواع گونه ها دارند، گونه شناسی علاوه بر اینکه مسائل و در پی آن راه حلها را دسته بندی می کند به انواع توسعه در مناطق فرادست راهکار ارائه می دهد.
متاسفانه تحقیقی مستدل و کارا در این زمینه تا بحال انجام نشده است و جز چند مورد گونه شناسی فضاهای شهری ایران که آنهم محدود به فضاها تاریخی و بسیار با رویکرد عملکردی صورت گرفت نمونه شناخته شده دیگری وجود ندارد.
انجام چنین تحقق نیاز به یک کار گروهی و منایع قابل توجه مالی و تخصصی دارد و از دست یک فرد خارج است حتی اگر در محدود ترین حالت بخواهیم بافت را صرفا بر اساس دانه بندی و شبکه ارتباطی و تراکم و فضاهای عمومی و خصوصی آن ببینیم. در هر حال گونه شناسی باید شامل ویژگی های اصلی یک گونه شود، اما مثلا لازم نیست مقاومت بناها را در گونه شناسی لزوما بگنجانیم چون هر توسعه ای باید مقاومت را در بر گیرد!
متاسفانه مدتی است که از انجام این تحقیق به دلایل اجرایی ناامید شده ام ، امیدوارم تیم حرفه ای این تحقیق را به نحو شایسته انجام دهد
| لینک | چهارشنبه ٧ بهمن ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی |
استراتژی جذب
وقتی که دانشجویی نباید ساختار شکن باشی وقتی که فارغ التحصیل می شوی ( به نظرم بهتر است بگوییم فارغ الدانشگاه چون کسی که می خواست تحصیل کند قبل و بعدش هم کار خودش را می کرد و وجهه مشترک دانشجویان دانشجوییشان نیست بلکه "در دانشگاه" بودنشان است!) گرفتار ساختارهای قویتر محیط کار می شوی، اگر خدایی ناکرده دگر اندیش باشی یا باید خودسانسوری کنی که دور از آزادگی است و یا باید خطر کنی که دور از عقل! اگر در هرحال ساختار شکنی کردی صاحبان این ساختار و مجموعه متهمت می کنند و با هزار ماجرا خنثی می کنندت اما هرگز به فکر دگدگونه ات پاسخی نمی دهند!! این جریان های حاشیه ای است که تکلیف تورا مشخص می کند خیلی ساده دکتر کدیور دگر اندیش بود از دانشگاه اخراج شد به هزار جای زندگی شخصی اش ایراد گرفتند و وقتی از ممکلت خودش رفت انگ فلان و فلان هم نصیبش شد اما کسی به فکرش پاسخی نداد، حالا بعضی ها هم زودتر می روند کسانی که در افق ها شرایطی خوب نمی بینند به هزاران دانشجوی که از ایران می روند و فرار مغز ها و به قول آشنایی فرار عضلات توجه کنید ، هیچ هجرتی دور از غم نیست همه و همه ترجیح می دهیم در جای خودمان باشیم و به آرمانهایمان برسیم اگر اندک هزینه و ناراحتی هم باشد آنرا تحمل می کنیم اما شرایط باید خیلی بد باشد تا به آغوش تمدن دیگری برویم و شرایط باید خیلی خیلی بد باشد که هزاران دانشجو برای فرار از مملکت و رسیدن به غربت مسابقه گذاشته اند، برخی می گویند که نه شرایط بد نیست شما خوبی های شرایط را نمی بینید ، وای بر مملکتی که نمی تواند شرایط خوبیش را به مردمانش نشان دهد مگر ناراحتی چیزی غیر از حس ناراحتی است؟! وای بر مملکتی که ناراحتی ها را دروغ جلوه می دهد...
باز هم دوران شعار دادن فرا رسیده است! امروز از جذب حداکثری حرف می زنند اما وقتی کوه انرژی جوانان جذب نمی شود... وقتی دانشجو در دانشگاه فارغ التحصیل در بازار کار استاد در دانشگاه و ...دفع می شوند. اینها شعاری بیش نیست، آهن ربا فقط آهن را می رباید اگر باقی را هم می خواهد دور خودش جذب کند نمی تواند به باقی دستور دهد که بیایید و جذب من شوید! باید تحمل دگر اندیشی رابالا ببرند این ماجرای فرار یا اخراج عده زیادی از مملکت ناراحت کننده است و از آن بدتر فرار فکر از جامعه است که همه فکر ها جز یک فکر یا باید در پستو باشند و یا متواری! این فیلم اخیر قبادی تکان دهنده بود، کیفیت کار موسیقی زیر زمینی که می توان موسیقی دفع شده نامیدش واقعا بالاست... این دفع یا اخراج برای همه حوزه هاست هم هنر هم سیاست هم دانش و... به قول دوستی کیه که ماها رو جذب کنه!
مشکل فکری است آنهنگام که برای اثبات خود دیگری را ساکت می کنیم، مشکل فرهنگی است آنهنگام که برای بالا رفتن دیگران را تمسخر می کنیم مشکل اعتقادی است که دروغ و تهمت می زنیم مشکل اجتماعی است وقتی به پستو می رویم
| لینک | پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی |
بمب انرژی/امید (اعتقاد به زمانه )
خیلی سخت است که ایرانی باشی و به زمانه اعتقاد نداشته باشی! در لایه های ذهنی ما این باور شدیدا رسوخ کرده! قبل از اسلام زمان خدا بود. در برخی از روایات ذرتشتی او خدایی بود که اهریمن و اهورامزدا را خلق کرده و چون از بد و خوب منزه بود والاترین بود، در باور اعراب قبل از اسلام هم این دهر بود که چون بادی که شنهای بیابان را تغییر می دهد زندگی را شکل میداد خاک چه میدانست این باد از کجا آمده و به کجا می رود؟!! در باورهای کهن، زمان نه تنها فاعل بود بلکه عاقل بود او همه چیز را می دانست ، شاید ندانستنی که با گذر زمان رفع شود این باور را که زمان عقل کل است تقویت می کرد در هر حال این سرزمین سرزمین اسرار بوده و هست، عجیب نیست در این سرزمین زمان همه چیز رابداند! سخت است در ایران زندگی کنی و زمان را مفعولی ببنی، در سرزمینی که جبر گرایی هم ترفند حاکمان بوده و هم مسکن عارفان سخت است اختیار را تا جایی ببینی که خدای دیروز را مانند مومی در دست ببینی... در سرزمینی که گذشته اش هیچ افتخار بالفعلی نثار امروزیانش نمی کند اگر زمان را خنثی ببینی باید انسانهای بدی باشیم که به جایی نرسیده ایم !! انسان ندار، احساسش دارایش است پس به زمانه ایمان می آورد! بد زمانه ای شده است! خلاصه، در این دوره زمانه نمیتوان خیلی کارها را کرد...
سخت است در ایران زندگی کردن ، شاید به همین دلیل به زمانه اعتقاد داریم پس سخت تر است در ایران زندگی کردن و به زمانه اعتقاد نداشتن! شعر میراث اخوان را خوانده اید؟! سخت است این کهنه لباس پاره پاره را داشتن و باز به فکر آباد کردن مزرعه بودن! چرا که سیل در کمین است، سخت تر هم هست پندار اینکه چیزی در کمین نیست و سایه خودمان است همه اینها...
مباد آنکه خستگی ما به ناامیدی ختم شود مباد آنکه برای اینکه بالشی برای سر خسته مان پیدا کنیم کله مان را بالشی کنیم!!!
| لینک | سهشنبه ۱٥ دی ۱۳۸۸ - هومن فروغمند اعرابی |

